دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٢
بدين جهت ، متون اسلامى تأكيد مى كنند كه تنها دوستى هايى كه بر پايه دين و براى خدا باشند ، تداوم خواهند يافت و دوستى هايى كه بر پايه خودخواهى و منافع شخصى اند ، دير يا زود ، تبديل به دشمنى خواهند شد: «الْأَخِلاَّءُ يَوْمَـئِذِ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِينَ . [١] برادران ، در آن روز ، بعضى شان دشمن بعضى ديگرند ، مگر پرهيزگاران» .
چرايىِ دشمنى در راه خدا
براى پاسخ گفتن به سؤال دوم بايد ديد مقصود از دشمنى براى خدا چيست . اگر اين جمله درست تفسير شود ، فلسفه آن ، به خودى خود ، روشن مى گردد و نيازى به توضيح بيشتر ندارد. دشمنى براى خدا ، بدين معناست كه «مُبغِض (دشمنى كننده)» خصومت شخصى با «مُبغَض (آن كه مورد دشمنى واقع مى شود)» ندارد و دشمنى او به دليل منافع شخصى نيست ؛ يعنى دشمنى او با كسى كه او را دشمن مى دارد ، براى خداست ، نه براى خود . و بدين سان ، ميان دشمنى براى خدا و دشمنى براى خود ، تفاوت جوهرى وجود دارد. دشمنى براى خود و براى تأمين منافع فردى و گروهى ، مبدأ همه فسادها ، فتنه ها و ويرانى هاست ؛ امّا دشمنى براى خدا ، مانند دوستى براى خدا ، مبدأ انواع خيرات و بركات و سازندگى هاى فردى و اجتماعى است. به عبارت ديگر ، دشمنى براى خدا ، دشمنى براى تأمين منافع مردم است ؛ چه اين كه دشمنى انسان با ديگرى ، براى خداوند متعال نمى تواند كارساز باشد ؛ زيرا او بى نياز مطلق است . بر اين اساس ، تنها انسان و جامعه انسانى ، از دوستى و يا دشمنى براى خدا سود مى برد.
[١] زخرف : آيه ٦٧ .