دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٩
حقّا» كه دو بار بايد گفته شود . البتّه شكّى نيست كه على[ عليه السلام ] ، ولىّ خداست و او امير المؤمنينِ واقعى است و محمّد و خاندان او ـ صلوات اللّه عليهم ـ بهترين انسان هايند ؛ امّا هيچ يك از اينها در اصل ، جزء اذان نيست . و من ، اين رواياتِ ساختگى را بدان سبب ذكر كردم تا به وسيله اين افزوده هاى ساختگى ، افراد متّهم به تفويض ـ كه خودشان را در شمار ما جا زده اند ـ شناخته شوند . همچنين شيخ الطائفه محمّد بن حسن طوسى (م ٤٦٠ق) در النهاية مى گويد : وأمّا ما روي في شواذّ الأخبار من قوله : أشهد أنّ عليّا وليّ اللّه وآل محمّد خير البريّة ، فممّا لا يعمل عليه في الأذان والإقامة ، فمن عمل بها كان مخطئا . [١] و امّا جمله هاى : أشهد أنّ عليّا ولىّ اللّه و آل محمّد خير البريّة ـ كه در اخبار شاذ روايت شده اند ـ در اذان به آنها عمل نمى شود ، و هر كس به آنها عمل كند (آنها را در اذان بگويد) ، خطاكار است . او در كتاب المبسوط مى گويد : فأمّا قول : أشهد أنّ عليّا أمير المؤمنين وآل محمّد خير البريّة ، على ما ورد في شواذّ الأخبار فليس بمعمول عليه في الأذان ، ولو فعله الإنسان [ لم] يأثم به ، غير أنّه ليس من فضيلة الأذان ولا كمال فصوله . [٢] جمله هاى : أشهد أنّ عليّا أمير المؤمنين ، و آل محمّد خير البريّة ـ كه در روايات شاذ آمده اند ـ در اذان به آنها عمل نمى شود ، و اگر انسان آنها را به كار برد ، گناه نكرده است ، هر چند نه موجب فضيلت اذان و نه موجب كامل شدن بندهاى اذان مى گردد .
[١] النهاية : ص ٦٩ .[٢] المبسوط : ج ١ ص ٩٩ .