دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٥
٧٦٤.الدرّ المنثور ـ به نقل از اَنس ـ : پيامبر خدا فرمود : «كاش برادرانم را ملاقات كرده بودم!» . مردى از يارانش گفت : آيا ما برادران تو نيستيم؟ فرمود : «بله ، شما ياران منيد ؛ [امّا ]برادران من ، مردمانى هستند كه پس از من مى آيند و به من ، ايمان مى آورند ، در حالى كه مرا نديده اند». سپس اين آيه را تلاوت كرد : « «كسانى كه به غيب ، ايمان مى آورند و نماز مى گزارند» » .
٧٦٥.المطالب العالية ـ به نقل از عون بن مالك ـ : پيامبر خدا فرمود : «اى كاش ، برادرانم را ديدار مى كردم!» . گفتند : اى پيامبر خدا! آيا ما برادران و ياران تو نيستيم؟ فرمود : «چرا ؛ ولى بعد از شما ، مردمانى مى آيند كه همانند شما به من ايمان مى آورند و همانند شما تصديقم مى كنند و همانند شما مرا يارى مى رسانند . پس ، اى كاش ، برادرانم را ديدار مى كردم!» .
٧٦٦.امام باقر عليه السلام : روزى پيامبر خدا ، در حالى كه جماعتى از يارانش نزد ايشان بودند ، دو بار فرمود : «بارخدايا ! مرا با برادرانم ملاقات ده» . يارانش كه پيرامون ايشان بودند ، گفتند : مگر ما برادران تو نيستيم ، اى پيامبر خدا؟! فرمود : «نه ، شما ياران منيد . برادران من ، مردمانى از آخِرْ زمان هستند كه با آن كه مرا نديده اند، به من ايمان آورده اند. خداوند ، آنان را ، پيش از آن كه از پشت پدرانشان و ارحام مادرانشان بيرون آورد ، با نام و نام پدرانشان به من شناسانْد . هر يك از ايشان ، بر دينش پايدارتر از فرو ماليدن شاخ و برگ خار مغيلان با دست در شب تار است ، يا همانند كسى هستند كه اخگرِ چوب درخت شوره گز در دست گرفته باشد . آنان ، چراغ هاى تاريكى اند . خداوند ، ايشان را از هر فتنه تيره و تار ، مى رهانَد» .