فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٧ - اصالت كلام شيعه ونظريه احمد امين
١ـ محمد بن عبد الرحمن بن قبه كه در اوايل قرن چهارم در گذشته است، كتابى بنام «الرد على الجبائى» نوشته است.جبايى از مشايخ اعتزال ومعاصر با او بود كه در سال ٣٠٣ در گذشته است. ابوالحسن سوسنجردى مى گويد: من پس از زيارت قبر امام رضا ـ عليه السلام ـ به سوى ابوالقاسم بلخى رفتم كه با او آشنايى داشتم سلامى كردم وكتابى ازابن قبة را به نام «الانصاف» كه در باره امامت بود، همراه داشتم. او كتاب را از من گرفت وبه مطالعه آن پرداخت ونقدى به نام «المسترشد في الإمامة» بر آن نگاشت. من اين كتاب را همراه خود به رى آوردم وبه «ابن قبة» دادم. او به نقض آن پرداخت وآن را «المستثبت في الإمامة» ناميد. من آن را براى بلخى آوردم. او مجداداً آن را نقض كرد وآن را «نقض المستثبت» نام نهاد. من نقض دوم را همراه خود به رى آوردم ولى متوجه شدم كه ابن قبه در گذشته است. [١]
٢ـ حسن بن موسى نوبختى از بزرگان علمى شيعه، ردودى بر معتزله نوشته است. مانند: الرد على الجبائي، الرد على أبي الهذيل العلاف (مدعى پايان پذيرى نعمتهاى بهشت)، النقض على أبي الهذيل (در مسأله معرفت)، النقض على جعفر بن حرب، الرد على أصحاب المنزلة بين المنزلتين.
٣ـ شيخ مفيد، (٣٣٦ ـ٤١٣) قسمتى از كتابهاى معتزله را نقد كرده است ومرحوم نجاشى از ١٢ كتاب كه همگى در رد عقايد معتزله است، نام مى برد.[٢]
٤ـ سيد مرتضى (٣٥٥ـ٤٣٦) آخرين جلد كتاب قاضى عبد الجبار را نقض كرده وبه نام «الشافي في الإمامة» چاپ شده است. با توجه به وجود چنين مناقشاتى، انكار اصالت كلام شيعه وپيروى آنان از كلام معتزله كاملاً بي جاست.
تنها ملاحظه كتاب «اوائل المقالات» شيخ مفيد ما را به تفاوتهاى جوهرى اين دو مكتب كلامى آشنا مى سازد. اينك مواردى را كه مرحوم مفيد در اين كتاب ياد آور