فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٣٦ - منطق مخالفان لطف
دهد، ولى مى داند كهاگر فلان كارى را صورت دهد، بندگان به سوى اطاعت كشيده مى شوند ودر غير اين صورت از آن روى گردانند; در اين موقع بايد انجام دهد تا نقض غرض شود.
از باب مثال: ما مى خواهيم يكى را براى ميهمانى دعوت كنيم ومى دانيم كه اگر فرد معتبرى را براى دعوت بفرستيم او دعوت ما را اجابت مى كند، در اين صورت خرد به ما ميگويد: اين كار را انجام بدهيم.[١]
شهرستانى(٤٧٩ـ ٥٤٨) كه خود از اشاعره است، منطق معتزله را در باره لطف چنين نقل مى كند: «هر چيزى كه انسان را به اطاعت رسانيده واز مخالفت دور مى دارد لطف است. وخداوند دادگر ورازق بندگان، ناظر بر احوال آنها كه هرگز كفر وگناه را براى آنان نمى خواهد، ميداند كه اگر فلان كار را صورت دهد، آنها به سوى اطاعت كشيده مى شوند.» (در اين صورت بايد انجام دهد تا غرض از تكليف حاصل گردد)[٢].
علامه حلى (٦٤٨ـ٧٢٨) در «كشف المراد» وفاضل مقداد (٨٠٨) در «ارشاد الطالبين» از اين بيان پيروى كرده ووجوب لطف را ثابت نموده اند ولى با توجه به آنچه بيان گرديد، روشن ميشود كه حقيقت لطف در سخنان معتزله شكافته نشده ولطف محصل ومقرب را يكسان گرفتهاند وميان دو قسم مقرب نيز فرقى نگذاشته اند.
منطق مخالفان لطف
منطق مخالفان لطف در نفى آن كمتر از منطق قائلان به لزوم مطلق آن نيست