فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٩ - ١ فعل انسان مخلوق خدا نيست
را فاعل وكننده كارهاى خود مى دانند. بنابر اين عنوان مسأله به صورت ياد شده، دور از موازين لغت عرب است.
شيخ مفيد نخستين كسى است كه اين نكته را تذكر داده است ومى گويد:[١] آنجا كه فعل انسان فاقد هيئت وتركيب باشد، لفظ خلق به كار نمى رود واين نظريه اماميه وزيديه ومعتزله بغداد واكثر مرجئه واهل حديث است وفقط معتزله لفظ خلقت را به كار مى برند وميگويند: افعال بندگان مخلوق خدا نيست. آرى در موردى كه انسان هيئتى ويا تركيبى را در مادهاى پديد آورد، لفظ «خلقت» به كار مى رود. لذا خدا به عيسى بن مريم چنين خطاب ميكند:(وإذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذني فتنفخ فيها فتكون طيراً باذني)(مائده /١١٠)
«آنگاه كه از گل، شكل پرنده اى به اذن من مى سازى وبه اذن من پرنده اى مى شود».
آرى در قرآن يك مورد ـ در فعل انسان، آنگاه كه مجرد ازهيئت وتركيب باشد ـ لفظ خلق به كار رفته است. آنجا كه مى فرمايد: (إنّما تعبدون أوثاناً وتخلقونَ إفكاً) (عنكبوت/١٧)
«جز خدا بتهايى را مى پرستيد ودروغهايى را مى بنديد».
ولى بايد توجه نمود كه خلق در اينجا به معنى آفرينش نيست بلكه به معنى كذب وافتراست، چنانكه در همين معنى در آيه ديگرى نيز به كار رفته است: (إن هذا إلاّ خلق الأولين) (شعراء/١٣٧)
«اين همان دروغها وپندارهاى پيشينيان است».
واين مضمون در آيات ديگر تكرار شده است، چنانكه مى فرمايد:(يقول الذين كفروا إن هذا إلاّ أساطير الأولين)(انعام/٢٥)