فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٦ - ٢ـ رجوع ابو الحسن اشعرى از اعتزال
گرديد.كتاب دوم به خاطر مساعد بودن شرايط، موجى ايجاد كرد. سرانجام ابو الحسين خياط (م/٣١١) نقدى بر نقد او به نام «الانتصار» نوشت.
دو ضربه كارى ديگر
دگرگونى شرايط وكارهاى نسنجيده معتزله در «عصر خلفاى سه گانه» سبب ضعف جامعه اعتزال گرديد. ولى باز شخصيتهاى علمى آنان در اطراف واكناف، فراوان بودند ولى دو عامل ديگر، هستى آنان را به باد داد:
١ـ فرقه گرايى
فرقه گرايى در ميان معتزله، نابودى آنان را قطعى ساخت. آنان علاوه بر انقسام به دو منهج بزرگ به نامهاى معتزله بغداد ومعتزله بصره، به صورت بيست گروه در آمدند كه جز در پنج اصل، در اكثر مسائل با هم اختلاف داشتند ودر سراشيبى ضعف، دوتن از متفكرين آنان به نامهاى ابوعلى جبايى (م/٣٠٣) وفرزند او ابوهاشم (٣٢٠) هر چه خواستند مجد پيشين را باز گردانند، كارى از پيش نبردند، حتى نتوانستند دامن اختلاف را كوتاه كنند، بلكه خود آنان نيز گرهى بر گره هاى اختلاف افزودند.
٢ـ رجوع ابو الحسن اشعرى از اعتزال
ضربه ديگر از ناحيه «ربيب» ابو على، يعنى ابو الحسن اشعرى متوجه معتزله شد. او با داشتن چهل سال سابقه در اعتزال، در يكى از روزها به منبر رفت وبازگشت خود را از مذهب اعتزال به مكتب اهل حديث، (در پيشاپيش آنان احمد بن حنبل )اعلام كرد.
او پس از بازگشت، به افشاگرى پرداخت وچيزهايى به معتزله نسبت داد كه