فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢١٤ - ٢ـ وجوب آن عقلى است يا شرعى
مايه حزن اوشود.[١]
ترديد در وجوب عقلى اين دوعامل سعادت بخش، نوعى شك در امور بديهى است. آنان كه در وجوب عقلى آن ترديد مى كنند، به زندگى افراد از ديدگاه فردى مى نگرند كه هر فردى براى خود زندگى مستقلى دارد، ولى اگر به زندگى انسانها از ديدگاه اجتماعى بنگرند واينكه سعادت انسانها كاملاً به يكديگر بستگى دارد واگر در جامعه كار خوبى صورت گيرد، همگان از آن بهرهمند مى شوند واگر كار بدى تحقق پذيرد، دامن همه را مى گيرد، قطعاً در گفتار خود تجديد نظر مى كنند.
به خاطر چنين بستگى است كه آزاديهاى فردى تا آنجا محترم است كه به صلاح وسعادت جامعه لطمه وارد نسازد، در غير اين صورت كاملاً محدود شده وممنوع اعلام مى گردد، بنابر اين جهل ونادانى انسان نسبت به احكام ويا آلودگى او در گناه، اثر مستقيمى در سرنوشت ديگران دارد، از اين جهت ولو به خاطر سعادت خويش باشد، بايد به وظيفه امر به معروف قيام كنيم و او را از چنگال جهل وآلودگى برهانيم.
پيامبر گرامى در تبيين كيفيت وحدت سرنوشت يك جامعه، مَثَل بسيار ارزنده اى دارد كه ترجمه آزاد آن چنين است:«مثل يك جامعه بسان سرنشينان كشتى واحدى است كه داراى طبقاتى باشد، برخى در قسمت بالا وبرخى ديگر در طبقه پايين جاى گرفته باشند، هرگاه سرنشينان طبقه پايين، ـ به هر علتى ـ در صدد سوراخ كردن كشتى باشند وعمل خود را چنين مدلّل سازند كه ما جايگاه خود را سوراخ مى كنيم وبا جايگاه شما كارى نداريم، بايد آنان را از اين كار باز داشت وگرنه همگى نابود مى شوند، زيرا سرنوشت همگان به هم بسته است ونفوذ آب در طبقه پايين، مستلزم غرق شدن تمام كشتى است».[٢]