فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٨٦ - با دلايل معتزله در تفسير شفاعت آشنا شويم
مى فرمايد: (ولايشفعون إلاّ لمن ارتضى) (انبياء/٢٨) «جز در باره گروهى كه مورد رضايت خدا هستند، در باره كسى شفاعت نمى كنند».
بنابر اين قرآن با پذيرفتن اصل شفاعت به همان معنى رايج در ميان اقوام و ملل، آن را مشروط به مأذون بودن شافع ومرضى بودن مورد (مشفوع له)، مشروط مى داند. ناگفته پيداست كه هيچ گاه در انديشه يهود وبت پرستان انديشه ترفيع درجه نبوده، يهود جهانخوار كجا وانديشه ترفيع درجه كجا؟ بت پرستانِ غرق در گناه كجا و مسأله بالا رفتن مقام در سراى ديگر كجا؟ اين دو گروه، افراد متهورى بودند كه به اميد شفاعت غرق در آلودگى مى شدند.
قرآن از زبان كسانى كه روز رستاخيز را فراموش كرده بودند وبا عذاب هولناك روبرو مى شوند، نقل مى كند كه مى گويند: (فهل لنا من شفعاء فيشفعوا لنا أو نرد فنعمل غير الذي كنا نعمل) (اعراف/٥٣) «آيا براى ما شفيعانى هست تا در حق ما شفاعت كنند، يا به دنيا بازگردانده شويم كارى غير آنچه انجام مى داديم انجام دهيم».
اين آيه وآيات ديگر گواه بر اين است كه شفاعت مورد نظر قرآن در نفى واثبات وبا تفصيل، شفاعتى است كه مايه بخشودگى گناه مى باشد وبس وتفسير آن به ترفيع درجه و تخصيص آن به تائبان، كاملاً بر خلاف ظواهر آيات قرآن است.
با دلايل معتزله در تفسير شفاعت آشنا شويم
با چنين دلالتى روشن، معتزله شفاعت به معنى بخشودگى گناه را به دو دليل نفى ميكنند:
١ـ انديشه شفاعت در باره فاسقان كه بدون توبه از دنيا رفته اند، بسان شفاعت در باره كسى است كه فرزند كسى را كشته ودر كمين است كه ديگرى را نيز