فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٧ - توحيد در ابعاد مختلف
در حاليكه همه اين بحثهاى ششگانه در پوشش توحيد قرار مى گيرند، از ميان اين بحثها، معتزله فقط به چهارمى وششمى اهميت داده اند ونكته آن اين است كه چون در ديگر مراتب توحيد، با اهل حديث واشاعره اتفاق نظر دارند، ديگر به آنها اهميت نداده وتنها مورد اختلاف ميان خود وآنها رامورد بحث وجدال قرار داده اند. از اين جهت هر موقع كلمه توحيد اطلاق شود، مقصود از آن همان موضوع چهارم وششم است، يعنى صفات خدا زايد بر ذات نيست (معنى چهارم) وخدا بالاتر وبرتر از رؤيت است. و از آنجا كه معتزله نافى صفات زايد بر ذات هستند ودر برابر آنان اشاعره اصرار بر فزونى صفات بر ذات دارند، معتزله را «نافيان صفات» واشاعره را «صفاتيه» مى نامند.
اكنون كه سخن به اينجا رسيد، ما در باره اين اصل از چهار نظر بحث مى كنيم:
١ـ آيا صفات خدا زايد بر ذات اوست يا عين ذات او؟
٢ـ صفات خبريه كه قرآن وحديث از آنها خبر داده مانند: (يد اللّه) و(وجه ربك) چگونه تفسير مى شوند. آيا در تفسير وتوصيف خدا به آنها، به همان مفهوم تصورى اكتفا مىورزيم يا ملاك در تفسير، مفهوم تصديقى آنهاست؟ (وتفاوت مفهوم تصورى وتصديقى آنها در آينده خواهد آمد).
٣ـ آيا رؤيت خداى جهان، در دنيا وآخرت امكان دارد يا نه؟
٤ ـ در اينجا به مناسبتى كه قدم و حدوث كلام خدا با اصل توحيد ارتباط دارد، در اين باره نيز سخن مى گويند.
اين مباحث چهارگانه در پوشش اصل توحيد قرار دارند كه به تدريج مورد بحث قرار مى گيرند.
اكنون بحث خود را روى همان عينيت صفات يا زيادى آن بر ذات متمركز مى كنيم.