فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٧ - آثار نظام
مناظرات او را نقل مى كنيم:
جبايى در مجلسى با شخص بزرگى به نام «صقر» روبرو شد كه گويا طرفدار مذهب جبر بود و معتقد بود كه كارهاى خوب و بد بندگان از آن خداست و او فاعل حقيقى است نه بندگان، جبايى خود را به او نزديك كرد و گفت:
سؤالى دارم، پاسخ مى گويى؟ حاضران از جرأت اين نوجوان تعجب كردند! وى گفت: بپرس. جبايى گفت: آيا خدا در ميان بندگان به عدل رفتار مى كند؟ گفت: بلى. گفت: آيا به خاطر اين كار، او را عادل مى نامى؟ گفت: بلى.گفت: آيا خدا ظلم هم مى كند؟ (مقصود ظلمى است كه از بندگان سربزند) گفت: بلى. گفت: به خاطر اين فعل او را جائر مى نامى؟ گفت: نه. گفت: پس او را نبايد عادل نيز بنامى. استاد در پاسخ متحيّر ماند و چيزى نگفت. مردم از اين نوجوان تحقيق كردند. گفتند: او از جُبّاست كه بعدها به نام أبو على جُبّايى معروف گشت.[١]
البته اين مناظره از «يك نوجوان» بسيار ستوده و قابل ستايش است، ولى از نظر واقع گرايى چندان استوار نيست; زيرا مجبره مى گويند: تمام كارهايى كه در جهان از عدل و ظلم انجام مى گيرد، همه از جانب خداست، زيرا افعال بشر مخلوق او مى باشد ولى در اين حال خدا را عادل مى ناميم و جائر نمى ناميم، زيرا اسامى خدا توقيفى است و تا دليلى از شرع نباشد، نمى توانيم او را به نامى بخوانيم.
ابن المرتضى مى گويد: آثار بزرگى از ابو على به جاى مانده آنگاه كه آثار علمى او را بر شمردند، ديدند او ٠٠٠/١٥٠ برگ مطلب نوشته و برجاى نهاده است. ابن المرتضى مى گويد: أبو على تفسيرى را نگاشته و در آن تفسير تنها از اصم معتزلى نقل مى كند، مرحوم طبرسى در مجمع البيان آراى ابو على جبايى را در