فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٧ - ١ فعل انسان مخلوق خدا نيست
اين استدلالها ونمونه آنها حاكى از آن است كه انديشه تفويض براى قاضى و امثال او مطرح نبوده، غرض نقد نظريه اهل حديث واشاعره بوده كه افعال بندگان را مستقيماً مخلوق خدا دانسته وبراى انسان در آن نقشى قائل نبودند.
١٠ـ گاهى در عبارات قاضى جمله هايى به چشم مى خورد كه از آنها بوى «تفويض» استشمام مى شود، آنجا كه مى گويد: «افعال العباد لايجوز أن توصف بأنّها من اللّه تعالى ومن عنده ومن قبله.»[١]
هرگز جايز نيست كارهاى بندگان را از جانب خدا بدانى.
ميرسيد شريف از آنان استدلالى را نقل مى كند كه در بدو نظر موهم تفويض است وآن اينكه اگر به استقلال «عبد» قائل نشويم، تكليف وستايش ونكوهش بى مورد مى شود، زيرافرض اين است كه كار بندگان كوچكترين استنادى به آنها ندارد.[٢]
ولى ذيل عبارت حاكى است كه آنان در صدد ردگفتار كسانى هستند كه فعل انسان را بريده از فاعل آن مى دانند وكوچكترين ارتباط ميان انسان وكار او قائل نيستند، نه اينكه «نعوذ باللّه» بگويد انسان در انجام كار بى نياز ازخداست.
١١ـ چيزى كه اين نظريه را تأييد مى كند، واينكه معتزله از نافيان جبر بوده اند، نه از قائلان تفويض ـ اين است كه شيخ مفيد، استاد كلام شيعه در قرن چهارم(٣٣٦ـ ٤١٣) در مسأله «افعال عباد» معتزله را با اماميه همرأى مى داند ومى گويد: همه معتزله، جز «ضرار» وپيروان او، گروهى از زيديه وخوارج، با اماميه همرأى وهم نظر هستند.[٣] عطف اين گروهها بر اماميه ومتحد معرفى كردن آنان نشانه هم سنگر بودن معتزله با اماميه در اين مسأله است واگر معتزله در سنگر تفويض از خود دفاع مى كردند، شايسته نبود آنان را به خاطر يك قدر مشترك «نفى جبر» متحد اماميه معرفى كند، وظاهر عبارت اين است كه از نظر محتوا كاملاً يكسان مى باشند، مگر اينكه بگوييم هر دو نافى جبرند، هر چند يكى تفويضى وديگرى «أمر بين الأمرينى» هستند ودر عين حال همگى زير چتر «آزادى انسان در انتخاب فعل» قرار دارند، در اين صورت عبارت ياد شده گواهى بر تبرئه معتزله نخواهد بود.
آرى اين را مى پذيريم در حالى كه معتزله با اماميه در مسأله افعال عباد همفكر ميباشند، اما معتزله به واقعيت أمر بين الأمرين نرسيده اند، چون بر خاندان پيامبر، چندان شاگردى نكرده اند. آنان هر چند اصول خود را از خطب على ـ عليه السلام ـ گرفته اند، اما نظريه أمر بين الأمرين با آن دقت ومو شكافى كه در كلام امام صادق ـ عليه السلام ـ وارد شده است، توجه نكرده اند.
١٢ـ شيخ مفيد در ديگر آثار خود، تفويض در افعال عباد را به صورتى ديگر معنى كرده است وآن اينكه: خدا هر نوع قيد وبند (وجوب وحرمت) را از افعال انسان برداشته وبشر را به حال خود واگذاشته است وبه آنان اجازه داده است كه هر چه