فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٠ - ٤ ـ ابراهيم بن سيّار معروف به
خاطر عمق گرايى او بوده است.[١]
قاضى عبد الجبار او را از شاگردان ابو الهذيل دانسته و مى گويد: او با آراى استاد خود مخالفت كرد[٢]. سيد مرتضى يادآور مى شود: پدر نظام او را كه نوجوانى بيش نبود، نزد خليل بن احمد فراهيدى(م ـ ١٧٠ هـ) برد تا به او درس بياموزد، خليل او را چنين امتحان كرد. گفت: فرزندم، اين جام بلورين را براى من توصيف كن! نظام به او گفت: ستايش كنم يا نكوهش؟ خليل گفت: ستايش! گفت:«تريك القذي و لا تقبل الأذى و لا تستر ماوراء»، «خاشاك را به تو نشان مى دهد وآلودگى را به خود نمى پذيرد، پشت سر خود را نمى پوشاند».
خليل گفت: حالا كه ستايش كردى، آن را نكوهش كن. او در پاسخ گفت: «سريع كسرها، بطيي جبرها...»
«زود مى شكند و به سختى بند مى پذيرد».
خليل به درختى كه در خانه اش بود اشاره كرد و گفت: اين درخت خرما را توصيف كن! او گفت: ستايش كنم يا نكوهش؟ گفت: ستايش! در پاسخ گفت: «هى حلو مجتناها، باسق منتهاها، ناضر اعلاها».
«ميوه اش شيرين، بلند و كشيده و بالاى آن سرسبز است».
خليل گفت: آن را نكوهش كن! او در پاسخ چنين گفت: «صعبة المرتفى بعيدة المجتنى، محفوفة بالأذى». «بالا رفتن از آن دشوار، ميوه آن دور از دسترس و بهره گيرى از آن همراه با نارحتى است».
استاد در مقابل اين سخنان فصيح و بليغ نوجوان درشگفت ماند و گفت: «فرزندم ما در دانش آموختن به تو نيازمندتريم تا تو به ما».