فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٤ - ٣ ـ ابو الهذيل العلاف(١٣٥ ـ ٢٣٥)
داشته است و به وسيله او ٣٠٠٠ نفر به آيين اسلام مشرف شده اند. مبرد مى گويد: من انسانى فصيحتر از ابو الهذيل و جاحظ نديده ام. او در مناظره مردى زبر دست بود و من در يكى از مناظره هاى او شركت كردم كه در آن به ٣٠٠ شعر استشهاد كرد و در مجلس مأمون، با ٧٠٠ بيت بر گفتار خود استدلال نمود. اينك ما نمونه هايى از مناظرات او را نقل مى كنيم:
١ ـ صالح بن عبد القدوس زنديق عصر خويش بود، فرزندش فوت كرد. دوستانش بر او گريستند، وقتى پدرش بر او گريست، ابو الهذيل به او اعتراض كرد كه چرا گريه مى كنى در حالى كه از نظر تو مردم مانند بوته هايى هستند كه مى رويند و سپس نابود مى شوند؟ پدر در پاسخ او گفت: گريه مى كنم كه او مرد و كتابى از كتابهاى من به نام «شكوك» را نخواند و اين كتابى است كه اگر كسى آن را بخواند، در همه چيز شك مى كند.
ابو الهذيل گفت: اگر چنين است، تو نيز در مرگ فرزندت شك كن و فرض كن كه او نمرده است.
٢ ـ متكلمى يهودى در عصر وى در بصره به مناظره مى پرداخت و راه را بر ديگران مى بست. ابو الهذيل دوران جوانى خود را مى گذراند وقتى از جريان آگاه شد، به عموى خود گفت: بيا با من نزد اين يهودى برويم تا من با او مناظره نمايم. عمو او را از اقدام به چنين كارى برحذر داشت. او اصرا كرد كه بايد بروم، هر دو نفر وارد مجلس او شدند و شنيدند كه او نبوت موسى را تقرير مى كند و از مردم اقرار مى گيرد و اضافه مى كند، حالا كه نبوت موسى نزد ما و شما مسلم است، بايد نبوت مدعيان پس از وى را بررسى كنيم. در اين لحظه ابو الهذيل نزد وى رفت و گفت: آيا موسى پيامبر راستگوست يا نه؟ يهودى به تجليل از پيامبر خويش پرداخت. در اين هنگام ابو الهذيل به او گفت: موسايى كه از او پرسيدم، اگر به نبوت پيامبر اسلام گواهى داده و او را تصديق كرده، پيامبر صادق است و اگر به غير اين وصف