فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤٦ - ١ ـ واصل بن عطا(٨٠ ـ ١٣١)
در سخنرانيهاى خود كوشش مى كرد تا از به كار بردن كلمه بر مشتمل حرف «راء» خوددارى كند،مثلاً او به جاى كلمه «برّ» كه به معنى گندم است، لفظ «قمح» به كار مى برد و به جاى لفظ «مطر» از «غيث» بهره مى گرفت و به جاى كلمه «بئر» «قليب» مى گفت و چنان سخن مى راند كه احدى نمى دانست او صاحب مخرج راء نيست.
و اصل به عطا بنيانگذار مكتب اعتزال، در حقيقت ادامه دهنده مكتب گروه «قدريه» است كه قبل از او زندگى مى كردند، يعنى آنان كه به حريت و آزادى انسان معتقد بودند. او در آغاز دهه اول قرن دوم، به هنگام سؤال از حكم مرتكب كبيره، نظريه «المنزلة بين المنزلتين» را ابراز كرد و از حلقه درس استاد حسن بصرى فاصله گرفت و كم كم در فكر او ديگر اصول اعتزال جوانه زد و شايد مجموع يا بخش اعظم اصول خمسه، در آرا و نظريات او وجود داشت.
يكى از كارهاى مهم او اين بود كه گروهى را براى دعوت به توحيد و پيراستگى از تجسيم به اطراف و اكناف جهان فرستاد، مثلا «عبد اللّه بن حارث» را به مغرب و «حوض بن سالم» را به خراسان و «قاسم» را به يمن و «ايوب» را به جزيره و «حسن بن ذاكوان» را به كوفه و «عثمان طويل» را به ارمنستان، اعزام كرد.[١]
پس از درگذشت او نيز اين خط ادامه داشت.
او در تفسير قرآن برداشتهاى ذوقى خاصى دارد كه يكى را يادآور مى شويم:
او مى گفت كه خدا از بندگان خواسته است، اول او را بشناسند بعداً عمل كنند، سپس بياموزند و بر گفتار خود به آيات سوره و العصر استدلال مى كند و مى گويد: جمله «إلاّ الذين آمنوا» اشاره به «شناخت» جمله « و عملوا الصالحات» ناظر به عمل و جمله « و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» اشاره به آموزش است.[٢]