فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨٢ - آثار نظام
اگر ذهبى در باره او تا اين حد بى مهرى مى كند، نكته آن اين است كه او رئيس مذهبش احمد بن حنبل را به محاكمه كشيد واينك صورت محاكمه او را كه ابن ابى دوأد پيرامون حدوث وقدم قرآن ترتيب داد، در اينجا نقل مى كنيم.
ابن أبى دوأد:آيا چنين نيست كه هر شيئى يا قديم است يا حادث واز اين دو بيرون نيست؟
احمد بن حنبل: چرا چنين است.
ابن أبى دوأد: آيا قرآن چيزى نيست؟
احمد بن حنبل:چرا چيزى است.
ابن أبى دوأد: آيا اين درست نيست كه قديمى جز خدا وجود ندارد؟
ابن حنبل: چرا درست است.
ابن أبى دوأد:پس بنابراين، قرآن حادث است چون قديم منحصر به خداست. پس قرآن حادث است.
ابن حنبل: من متكلم نيستم تا با تو مناظره كنم.[١]
اين يكى از صور مناظره قاضى با ابن حنبل است وخود مى رساند كه او در مناظره مردى توانا بوده وطرف، بسيار ضعيف وناتوان بوده است. اين وامثال اين سبب شده است كه حنابله واشاعره در باره او بدگويى كنند، تا آنجا كه بغدادى در كتاب خود در باره وفات او سخنى مى گويد كه به افسانه شبيه تر است.[٢]
٨ـ ابو عثمان عمرو بن بحر جاحظ(م/٢٥٥هـ)
قاضى عبد الجبار او را به انسان متفرد در علوم توصيف كرده ومى گويد: او