فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٣٥ - لطف مقرب
ترغيب با امورى انجام مى گيرد، دل وجان را لذت ميبخشد وبيم با نقطه مقابل آنست».[١]
بنابر اين آن گروه از كارها كه مايه حركت اكثريت مردم به سوى طاعت خدا است، هر چند بدون آن نيز اطاعت امكان پذير است، در منطق خرد الزامى است يعنى حكمت او ايجاب مى كند كه براى ترسيم بخشيدن به هدف بعثت وسعادت بشر، اين كار صورت پذيرد و به اطاعت چند نفر انگشت شمار از اوتاد اكتفا نكند.
در مقابل، كارى كه مايه حركت گروه اندكى از بندگان خدا مى گردد هر چند اكثريت مردم منهاى اين عمل در مسير اطاعت قرار مى گيرند انجام آن در منطق خرد لازم نيست، اگر هم انجام دهد از باب تفضل وكرم خواهد بود. زيرا فرض اين است كه نه تمكن بخش است ونه در حركت اكثريت مؤثر است، بلكه در حركت گروه كمى تأثير بخش مى باشد. ومثال اين نوع از لطف كم نيست. درجهان افرادى هستند كه در شرايط خاص (رفاه) تن به بندگى مى دهند نه در فقر وتنگدستى، گروه ديگر بر عكس هستند، هرگز لازم نيست كه به اولى رفاه ودومى فقر وتنگدستى بخشد.
ازاين بيان روشن شد كه ما از خلال انديشه در صفات خدا كه يكى از آنها حكيم بودن اوست،در دو مورد لزوم لطف را استكشاف كرده و در غير اين دو، اگر انجام گيرد، فقط از روى كرم وجود مستمر او خواهد بود.
اكنون لازم است به منطق معتزله در وجوب لطف گوش فرا دهيم، منطقى كه بسيار سست ونااستوار است ونمى تواند لطف را به آن صورت گسترده كه مى خواهند ثابت كند.
قاضى عبدالجبار (م ٤١٥) در اين مورد مى نويسد: انسانها از جانب خدا مكلفند وهدف از تكليف اين است كه او را در پرتو پاداشهاى معين به اطاعت سوق