فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٨ - ١ فعل انسان مخلوق خدا نيست
بخواهند، انجام دهند. وزنادقه واباحيون، بر اين انديشه دامن مى زنند.[١]
با تمام مخالفتى كه در يك رشته از اصول بامعتزله داريم، ولى هرگز نمى توان آنان را به اباحى گرى متهم كرد، زيرا لازمه آن خروج از اسلام است، درحالى كه آنان از مدافعان سرسخت اصول اسلام بودند، هر چند در دفاع خود اشتباه مى كردند.
١٣ـ در كتابهاى كلامى، عنوان بحث با لفظ خلقت مطرح شده است ومى گويند: آيا افعال بندگان مخلوق خداست ويا مخلوق خود انسان است. ما فعلاً با نفى واثبات قضيه كارى نداريم. سخن در جاى ديگراست وآن اينكه، در زبان عرب، دو واژه به نامهاى «خلق» و «فعل» داريم وهر كدام براى خود مورد خاصى دارند، آنجا كه قدرت بر ايجاد انواع موجودات وجواهر و صفات آنها تعلق بگيرد، لفظ خلق وآفرينش به كار مى رود ومى گويند: خدا آسمانها وزمين وحيوان وانسان را آفريد، در حالى كه هر كجا سخن از كارهاى انسان ويا حيوان به ميان آيد، به جاى لفظ «خلق» از ماده فعل كمك مى گيرند.قرآن مجيد مى فرمايد:(وكذلك فعل الذين من قبلهم) (نمل /٣٣)
«پيشينيان نيز چنين كردند» ونيز مى فرمايد:(لم تقولون ما لاتفعلون) (صف/٢)
«چرا آنچه را انجام نمى دهيد، ادعا مى كنيد؟»
بنابر اين عنوان مسأله به صورت «خلقت افعال» كاملاً دور از موازين لغوى است. درهيچ معجم وفرهنگى پيدا نمى كنيد كه يك عرب زبان بگويد:خلقت الجلوس والقعود، أو خلقت الأكل والشرب، بلكه در اين موارد يا از لغت عمومى افعال، بهره مى گيرند وميگويند: فعلت ويا از لغت خصوصى ومى گويند: جلست و قعدت و أكلت وشربت. از اين جهت پيوسته خدا را خالق جهان وانسان