فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٧ - تفسير قدر وقضاء در افعال بندگان
وبراى او گريزى از آنها نيست، هر چند كليد گزينش هر يك از اين قوانين در دست اوست وبه ديگر سخن: سنتهاى الهى، بر همه يكسان حاكم است . تفاوت در اين است كه هر انسانى، كداميك از سنتها را برگزيند.
فرض كنيد ديوار عظيمى در حال فرو ريختن است، تقدير وقضاى الهى اين است كه نشستن زير آن مايه خطر وفرار از آن موجب سلامتى است. اين دو سنت، بر همه يكسان حكومت مى كند، حتى اگر معصوم هم از كنار ديوار مشرف بر انهدام بگذرد، سلامتى او را تهديد مى كند، همچنانكه اگر يك انسان عادى از درون نداى خرد را بشنود وراه دوم را برگزيند، سلامتى خود را بيمه كرده است.
در برخى از روايات وارد شده است:چشم على ـ عليه السلام ـ به ديوارى در حال فرو ريختن بود، افتاد. فوراً از جاى خود برخاست واز آن دور شد. مرد ناآگاهى به على اعتراض كرد وگفت: از قضاى قطعى خدا مى گريزى؟! گفت: من از قضاى خدا به تقدير او مى گريزم، زيرا او [١]هر دو را تقدير كرده است وكليد هر دو را در اختيار من نهاده است ومن در انتخاب هر يك از اين دو سنّت،آزادم.
قرآن مجيد به يك رشته سنتهاى الهى به صورت قضاياى شرطيه اشاره كرده كه مشعر بر آن است كه اين سنتها تقدير وقضاى قطعى خداست ، ولى قرار گرفتن در پوشش آن در اختيار بشر است. اينك به برخى از اين آيات اشاره مى كنيم:
١ـ (فقلت استغفروا ربكم إنّه كان غفاراً يرسل السّماء عليكم مدراراً ويمددكم بأموال وبنين ويجعل لكم جنّات ويجعل لكم أنهاراً)(نوح١٠ـ١٢)
«نوح مى گويد:من به آنان گفتم: از خدا طلب آمرزش كنيد. او را بخشنده مى يابيد. اگر استغفار كنيد ابرهاى رحمت خدا را بر سر شما مى فرستد وشما را با ثروتها وفرزندان كمك مى كند و براى شما باغها ونهرهايى قرار مى دهد.»