فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٠٨ - اصل چهارم منزلت بين المنزلتين
٥ـ (أما الذين آمنوا باللّه واعتصموا به)
مگر اينكه قاضى ميان لفظ «مؤمن» وفعل ايمان فرق بگذارد وانتقال از معنى نخست را به قسم اول اختصاص دهد.
چيزى كه باقى مانده اين است كه روشن شود: چگونه مرتكب كبيره مؤمن است در حالى كه خدا همه مؤمنان را تمجيد مى كند، در حالى كه فاسق شايسته تمجيد نيست.
پاسخ آن اين است كه ايمان داراى درجات متعددى است واين ستايشها مربوط به درجات بالاى از ايمان است ودر حقيقت دعوت به اين است كه تمام افراد با ايمان، خود را به اين درجات برسانند، حتى در بسيارى از آيات جنبه اضافى ونسبى را دارد، نه اينكه كسانى كه واجد اين صفات نيستند در واقع مؤمن نمى باشند، چنانكه مى فرمايد:
(إنّما المؤمنون الذين آمنوا باللّه ورسوله ثم لم يرتابوا وجاهدوا بأموالهم وأنفسهم في سبيل اللّه أولئك هم الصادقون)(حجرات/١٦)
قاضى براى اثبات مدعاى خود، با دلايل بسيار سست استدلال كرده كه شايسته مقام او نبوده وما از اشاره به آنها خوددارى مى كنيم.
مهم در [١]اينجا دلايلى است كه خوارج با آنها بر دخول عمل در ماهيت ايمان احتجاج كرده وبر اين تأكيد قطعى دارند وما چون در بخش جوارح دلايل آنها را خواهيم آورد، از اشاره به آنها ـ به خاطر پرهيز از تكرار ـ خوددارى مى كنيم وزمام سخن را به اصل پنجم معتزله متوجه مى سازيم.