فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٠٦ - اصل چهارم منزلت بين المنزلتين
نظريه سوم از معتزله است، آنان مى گويند:چنين فردى نه مؤمن است ونه كافر، بلكه در حد وسطى قرار مى گيرد واز آن به «منزلة بين المنزلتين» تعبير مى آورند.
در گذشته ياد آور شديم، علت اينكه اين گروه را معتزله مى خوانند، اين است كه آنان به وسيله اين نظريه مرتكب كبيره را از جامعه اسلامى منعزل كرده واز آن جدا ساخته اند ويا وسيله اين رأى وآراى ديگر، از جامعه اسلامى منعزل گرديده اند.
مهم در اين جا بررسى دليل چنين اصل است، آنان به طرق گوناگون بر اين اصل استدلال كرده اند.
١ـ واصل بن عطا در مناظره همتاى خود «عمرو بن عبيد» چنين گفت: «مسلمانان در توصيف او به ايمان وكفر و نفاق اختلاف نظر دارند، ولى همگان او را فاسق مى خوانند، ما مورد اتفاق را مى گيريم وباقيمانده را رها مى سازيم».[١]
اين دليل كاملاً تمام است، از اتفاق مسلمانان جز اين نمى توان نتيجه گرفت كه مرتكب كبيره فاسق است، اما نه مؤمن است نه كافر هرگز به دست نمى آيد، مناظره اى كه ميان آن دو صورت گرفته وسيد مرتضى آن را در «امالى» خود آورده است، خالى از مغالطه نيست وما جايگاه مغالطه را در كلام هر دو، در كتاب «بحوث في الملل والنحل» ٣/١٩٠ توضيح داده ايم، علاقمندان مى توانند به آنجا مراجعه نمايند.
٢ـ مؤمن در لغت هر چند به معنى «مذعن» است، ولى در شرع از آن معنى ديگرى اراده شده وآن كسى است كه شايسته ستايش وتعظيم باشد. گواه اين است كه خدا هر كجا از مؤمن سخن گفته، آن را با مدح وتعظيم همراه ساخته است، چنانكه مى فرمايد: