فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٠٧ - اصل چهارم منزلت بين المنزلتين
(قد أفلح المؤمنون) [١] ومى فرمايد: (إنّما المؤمنون الذين إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم) [٢] ونيز مى فرمايد: (إنّما المؤمنون الذين آمنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتى يستأذنوه) [٣] اين آيات حاكى است كه «مؤمن» در اصطلاح قرآن، كسى است كه شايسته مدح و تعظيم باشد وهمچنين است لفظ «مسلم» وناگفته پيداست مرتكب كبيره شايسته هيچ نوع ستايش وبزرگداشت نيست.[٤]
اين دليل نيز بسان دليل گذشته سست وبى پايه است واساس اشتباه را خلط معنى لازم آن تشكيل مى دهد، لفظ مؤمن يك معنى بيش ندارد واز زمان نزول قرآن تاكنون در همان معنى به كار رفته است، چيزى كه هست، از لوازم ايمان وتمجيد وستايش است، نه اينكه اين دو، معنى مستقيم لفظ ايمان است.
گواه بر اينكه اين لفظ بر همان معنى نخستين خود باقى است، اين است كه در آيات زيادى اگر لفظ مؤمن را برداريم وبه جاى آن لفظ «ممدوح ومعظم» بگذاريم، آيه انسجام خود را از دست مى دهد; مانند آيات:
١ـ (ولعبد مؤمن خير من مشرك) (بقره/٢١١)
٢ـ (وما كان لمؤمن أن يقتل مؤمناً إلاّ خطأ) (نساء/٩٢)
٣ـ (وما كان لمؤمن إذا قضى اللّه ورسوله أمراً أن يكون لهم الخيرة) (احزاب/٣)
در بسيارى از آيات، متعلق ايمان بيان شده وهرگز نمى توان لفظ ايمان را در آنها به الفاظى مانند مدح وستايش تفسير كرد، مانند:
٤ـ (والذين آمنوا باللّه ورسله ولم يفرقوا بين أحد منهم) (نساء/١٥٢)