فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٤ - دليل نافيان احباط
ومجرمى بسان كافر ومرتد، صلاحيت دريافت ثواب ندارد، درحالى كه ديگر گناهان چنين نيست وبه اصطلاح نمى توان همه را به يك چوب راند.
ما در كتابهاى معتزله براى احباط جز اين دو دليل، دليل ديگرى پيدا نكرديم. اكنون وقت آن رسيده است كه به دلايل منكران گوش فرا دهيم.
دليل نافيان احباط
انديشه احباط، مستلزم تجويز ظلم بر خداست، زيرا كسى كه هم كار نيك وهم كار بد انجام داده است، از سه حالت بيرون نيست.
١ـ سيّئات او بر حسناتشغلبه كند.
٢ـ حسنات او بر سيّئاتش فزونى داشته باشد.
٣ـ در ميزان عمل، بر او يكسان باشد.
بنابر احباط، حال شخص نخست مانند حال كسى است كه اصلاً كار نيك انجام نداده و حال شخص دوم بسان انسانى است كه هرگز كار بد انجام نداده و حال شخص سوم بسان كسى است كه هيچ كدام را انجام نداده است واين جز ظلم چيزى نيست. [١]
اين دليل كه علامه حلى بر آن اعتماد كرده است،مى تواند با نظريه ابوعلى در احباط، همخوان باشد; زيرا مى گويد: «سيئه زياد، حسنه كم را نابود مى سازدبدون آنكه از حجم گناه بكاهد». ناگفته پيداست ناديده گرفتن حسنات انسان هرچه كم باشد، نوعى ظلم وستم است، ولى بنابر نظريه فرزندش ابوهاشم كه مسأله «موازنه» را پيش مى كشد ومى گويد:«به اندازهاى كه كار نيك انجام داده است، از مقدار سيئات كاسته مى شود» كوچكترين ظلمى متوجه او نمى گردد.