فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦١ - ٤ ـ ابراهيم بن سيّار معروف به
شريف مرتضى پس از نقل اين داستان مى گويد: اين سخن بليغ از نظام، در حد بالايى است و سر بلاغت آن اين است كه او در توصيف، خواه در نكوهش يا ستايش، به بالاترين چيزى كه در باره آن مى توان گفت، دست يافته است[١].
مى گويند: او در حالى كه خواندن و نوشتن بلد نبود، قرآن و ديگر كتابهاى به اصطلاح آسمانى و قسمتى از فتاواى فقها را حفظ كرده بود.
در اينجا ياد آور مى شويم: استعداد فوق العاده اگر در اختيار استاد واردى قرار گيرد، آن را به طور صحيح رهبرى مى كند و در غير اين صورت گاهى اتفاق مى افتد كه به انحراف كشيده مى شود. اگر نظام، آراى ناصحيحى داشته باشد(همچنانكه اشاعره از او نقل مى كنند)[٢] به خاطر نبوغ رهبرى نشده او بوده است البته سخن در اين است كه او داراى چنين افكارى بوده است يا نه؟
در هر حال ما وظيفه داريم كه نسبت به هر مسلمانى خوشبين باشيم، مگر اين كه به طور صحيح انحراف او ثابت شود.اشاعره او را به انحراف فكرى و اخلاقى متهم مى كند، ولى قاضى عبد الجبار مى گويد: نظام به هنگام قبض روح چنين مى گفت: «اللّهم إن كنت تعلم إنّى لم أقصر في نصرة توحيدك و لم أعتقد مذهباً إلاّ ما سنّده التوحيد، اللّهم إن كنت تعلم ذلك فاغفر لي ذنوبي و سهل عليّ سكرات الموت».[٣]
«پروردگارا اگر مى دانى كه من در يارى كردن يكتايى تو كوتاهى نورزيده ام و مذهبى را معتقد نشده ام مگر اينكه مطابق با توحيد باشد، خدايا اگر تو مى دانى چنين است، گناهان مرا ببخش و سختيهاى مرگ را بر من آسان بفرما».