فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٣ - الف ـ خرد ودرك حسن وقبح افعال
در هندسه مى گويند: سه زاويه مثلث به دو زاويه قائمه مساوى است. گذشته از اينكه اين قضيه داراى برهان خاصى است كه ما فعلاً متذكر آن نمى شويم، اگر مساوات ياد شده را پذيرفتيم، ديگر نمى توانيم عدم مساوات آن را بپذيريم، زيرا عقل بالبداهة مى گويد: اجتماع نقيضين محال است.
خلاصه: هر نوع مدعايى با روشن ترين گواه ثابت گردد، در صورتى مفيد علم وتعيين مى شود كه قبلاً اصل «امتناع اجتماع نقيضين وارتفاع آن» مورد پذيرش باشد.
مثلاً اين قضيه كه «خورشيد از زمين بزرگتر است» دو صورت بيش ندارد، يا بزرگتر است ويا بزرگتر نيست وهر يك از دو طرف قضيه را ثابت كنيم، بايد قبلاً اصلى را بپذيريم وآن اينكه: هر گاه يك طر ف قضيه ثابت شد، نمى تواند طرف ديگر آن صحيح باشد زيرا اجتماع نقيضين بالبداهة محال است، تنها اين نوع از قضايا نيست كه به چنين اصلى وابسته است، حتى قضاياى بديهى درجه دوم نيز، بدون تسليم آن امكان صدق وصحت ندارد. وبه همين جهت اين اصل را «ام القضايا» مى نامند، زيرا اساس و زير بناى تصديق تمام قضاياى نظرى است كه نقش عقل در آنها همان نقش خبر دادن وگزارش است.
با اينكه فلاسفه، اين مسأله را (تمام قضاياى نظرى بايد به قضاياى بديهى منتهى گردند) در حكمت نظرى پذيرفته اند، اما آن را در قضاياى حكمت عملى متذكر نشده اند.
حكمت عملى چيست؟ حكمت عملى در مقابل حكمت نظرى است، مطلوب در دومى درك يك رشته قضاياى مربوط به جهان وجود وهستى است كه ارتباطى به عمل انسان وغيره ندارد و ـ لذا ـ نقش خرد در آن نقش درك واخبار وگزارش است مثلاً مى گويد:
دل هر ذره را كـه بشكـافى آفتـابيش در ميــان بينـى