فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٣ - دلايل نقلى مسأله
مى فرمايد: (لاتدركه الأبصار وهو يدرك الأبصار وهو اللطيف الخبير) (انعام/١٠٣) «وچشمها او را نمى بيند در حالى كه او چشمها را مى بيند اوست نافذ در اشياء وآگاه».[١]
شيؤه استدلال با آيه روشن است وآيه به وضوح مى گويد كه ديدگان انسانينمى توانند او را درك كنند، در حالى او ديدگان را درك مى نمايد. ومقصوداز«ادراك» در هر دو مورد از آيه همان رؤيت وابصار است، درست كه «ادراك» دراعم از رؤيت نيز به كار مى رود وانسان چيزى را كه با قواى ديگر احساسنمايدلفظ درك نيز به كار مى برد، ولى چون اين واژه در آيه با لفظ «ابصار»آمدهاست، قطعاً مقصود ادراك خاص است كه از آن به رؤيت تعبير مى آوريم.
قاضى عبد الجبار پيرامون آيه به بحث وگفتگو پرداخته وبه اشكالات مخالفان پاسخ گفته است.[٢] ولى چون غالب اشكالات فاقد ارزش علمى است، از ذكر ونقد آنها خود دارى مى كنيم.
٢ـ بررسى مجموع آيات قرآن پيرامون رؤيت، اين مطلب را روشن مى سازد كه هر موقع قرآن از رؤيت سخن مى گويد آنرا به صورت يك انديشه مردود منكر مطرح مى كند وهرگز ازآن با آغوش باز وچهره گشاده استقبال نمى كند. از باب نمونه در اين آيه دقت كنيد:
(يسئلك أهل الكتاب أن تنزل عليهم كتاباً في السماء فقد سألوا موسى أكبر من ذلك فقالوا أرنا اللّه جهرة فأخذتهم الصاعقة بظلمهم...) (نساء /١٥٣)