فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٣ - معتزله در عصر واثق باللّه
ابن كثير مى نويسد: واثق دستور داد از مسلمانانى كه در بند روميان بودند وبنا بود با پرداخت غرامت آزاد شوند، آزمون به عمل آيد وهر كس را كه به خلق قرآن وعدم امكان رؤيت خدا در آخرت اعتراف نكند، تحويل نگيرند. ابن كثير وقتى اين بخش از تاريخ را نقل مى كند، آن را بدعت شنيع وعمل كوركورانه كه دليلى از كتاب وسنت ندارد، توصيف مى نمايد.[١]
از آنچه كه طبرى در تاريخ خود پيرامون حوادث سال ٢٣١ نوشته است، معلوم مى شود كه واثق خليفه وقت، فشار را بر اهل حديث دو چندان كرده بود وآنان نيز در فكر بر اندازى وقتل خليفه افتاده بودند. مالك خزاعى از نقيبان بنى العباس بود، نوه او به نام احمد بن نصر بن مالك به وسيله اهل حديث فريفته شد تا مقدمات قتل خليفه را فراهم سازد. او در اين مجالس از مسأله خلق قرآن انتقاد مى كرد. كم كم كار او رو شد ودستگير گرديد وبه دار الخلفاى «سامرا» منتقل گرديد وپس از يك گفتگو پيرامون خلق قرآن ورؤيت خدا و سراى ديگر، به وسيله خود خليفه با شمشير موروثى از «عمرو بن معديكرب» به قتل رسيد.[٢]
واثق فرمان داد كه مرزنشينان را در باره «خلق قرآن» بيازمايند، پس از يك آزمون همه به مخلوق بودن آن اعتراف كردند جز چهار نفر كه به فرمان واثق كشته شدند.[٣]
واثق به دنبال كار «معتصم» اسيران مسلمان را كه در بند روميان بودند، مورد آزمايش قرار داد. هر كس كه به خلق قرآن اعتراف مى كرد، با پرداخت غرامت به ميهن اسلامى برگردانيده شد وآن كس كه از اعتراف به آن خود دارى مى نمود، در بند روميان باقى مى ماند.