فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٦٣ - حل مشكل اراده ازلى
نمود.
درست است كه تمام پديده هاى جهان از آن جمله فعل انسان از حوزه اراده خدا خارج نيست ودر قلمرو حكومت او چيزى بدون اراده وخواست او انجام نمى گيرد واراده او از ازل بر تحقق پديده تعلّق گرفته است، ولى آنچه را كه خدا از ازل اراده كرده اين است كه انسان از روى اختيار وآزادى، عملى انجام دهد نه از روى جبر واضطرار وآنچه كه از ازل اراده او به آن تعلّق گرفته است، اين است كه هر فعلى از مبادى وعلل خاص خود صادر گردد، اگر فاعل مضطر است، از ازل خواسته كه به اضطرار كار خود را انجام دهد، اگر فاعل آگاه وآزاد است، از روز نخست خواسته است كه با كمال آزادى و آگاهانه علّت فعل خود شود، يك چنين اراده ازلى موجب جبر نيست بلكه درست در نقطه مقابل جبر قرار مى گيرد.
اراده ازلى خداوند در يك صورت مستلزم جبر است ودر يك صورت مؤيد اختيار، هر گاه بگوييم اراده خدا بر اين تعلّق گرفته است كه هر پديده اى از مبدأ خود بدون اراده واختيار سر بزند، در اين صورت وجود چنين اراده ازلى موجب جبريگرى است.
ولى هر گاه جهان را جهان اسباب ومسببات بدانيم وبراى هر پديده اى يك علّت خاص در نظر بگيريم ودر ميان علل، انسان را فاعل مختار بدانيم وبگوييم كه خواسته خدا از ازل اين بود كه هر معلولى از علّت ويژه خود صادر گردد وفعل انسانى از وى با كمال آزادى ونهايت اختيار سرزند، در اين صورت ميان يك چنين اراده ازلى ومسئله جبريگرى صدها فرسنگ فاصله وجود خواهد داشت(دقت كنيد)!