فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٦ - اصالت كلام شيعه ونظريه احمد امين
رازدار تشيع است. او كسى است كه باب مذاكره در امامت را گشود وراه استدلال را آسان نمود. درعلم كلام استاد و حاضر جواب بود. نخست از ياران جهم بن صفوان بود وبعداً به مذهب امام صادق ـ عليه السلام ـ در آمد. [١]
احمد امين در باره هشام بن الحكم مى گويد: او بزرگترين شخصيت شيعى در علم كلام بود. در جدل ومناظره با خصم قوى و نيرومند بود. با معتزله مناظره كرد وآنان نيز با او مناظره كردهاند. مناظرات او در كتب ادبى متفرق است وهمگى استحضار ونيرومندى استدلال او را ميرساند. او با ابوالهذيل علاف به مناظره پرداخت. [٢]
آيا با وجود اين شخصيتهاى بزرگ وچهره هاى درخشان كه همگى مربوط به قرن دوم وسوم اسلامى هستند، صحيح است كه اين مستشرق بگويد شيعه تا سال ٣٣٤ مذهب كلامى خاصى نداشت؟ اگر چنين بود، پس اينها متكلم كدام مذهب بودند وچه ايدئولوژى داشتند؟ اگر مذهب كلامى خاصى نداشتند پس چرا با معتزله به مناظره مى نشستند؟
اشتباه ديگر اين مستشرق اين است كه تصور كرده است: صدوق از جانب خود به تبيين فلسفه احكام پرداخته واز طريق عقل وخرد مصالح آنها را كشف كرده است، درحالى كه او در اين كتاب احاديثى كه از پيشوايان شيعه در باره علل احكام رسيده، گرد آورده است، نه اينكه خود مانند معتزله بنشيند وبه تبيين علل احكام بپردازد.
اين مستشرق از مناظره هاى علماى شيعه با معتزله ورديّه هايى كه بر كتابهاى معتزله نوشتهاند، چندان آگاه نيست واگر در اين مورد به فهرست كتب شيعه مراجعه مى كرد،چنين اشتباهى براى او رخ نمى داد. ا ينك نمونه هايى را ياد آور مى شويم: