فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٠ - اتهام معتزله به الحاد در مورد نفى صفات زايد
يك شيئ است خواه اين شيئ ذات باشد، خواه صفت; در اين صورت تجويز تعدد چند قديم از مقوله وصف، ناديده گرفتن داورى خرد در كلى بودن اين حكم است.
٢ـ صفات خدا نه خدا هستند ونه جدا از خدا; از اين جهت توصيف آنها به قديم، اشكالى نخواهد داشت.[١]
اين پاسخ، جز لغز وپيچيده گويى چيزى نيست.درحالى كه عقايد اسلامى از سهولت وآسانى برخوردار است.خلاصه يا بايد تعدد قدما را پذيرفت وتوحيد اسلامى را خدشه دار ساخت، آنهم به خاطر يك رشته ظواهر كه در صدد بيان كيفيت علم و قدرت نيست، ويا اينكه صفات خدا را عين ذات او دانست نه زايد بر ذات.
اتهام معتزله به الحاد در مورد نفى صفات زايد
ياد آور شديم انگيزه كسانى كه صفات خدا را عين ذات او مى دانند جز فرار از ثنويت وتعدد قدما چيزى ديگر نيست، ولى شيخ اشعرى معتزله را در اين مورد، به چيزى متهم ميكند كه هيچ دليل وگواهى بر آن ندارد.
او مى گويد: معتزله در صدد اين بودند كه صفات كمال علم وقدرت وحيات وسمع و بصر را از خدا نفى كنند وبگويند خدا دانا و تواناو زنده وشنوا وبينا نيست، اما از شمشير حكومت اسلامى ترسيدند، اين عقيده باطل را در قالب ديگرى ريختند وگفتند كه صفات خدا عين ذات اوست يعنى حقايق اين صفات را دارا نيست.[٢]