فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٧ - تاريخ تكرار مى شود
هرگز نميتوان باور كرد وآنان را همگام با ملاحده دانست. چيزى كه هست اين گروه سخت سخن خود را آشكارا وگروه دوم در پوشش يك رشته مسائل كه منتهى به سخن آنان مى گردد،بيان مى دارند واو به اين مطلب در بحث صفات تصريح مى كند.[١]
تاريخ تكرار مى شود
در سال٤٠٦، قادر باللّه يكى از خلفاى عباسى، كتابى به نام: «البيان القادري» تأليف نمود ودر آن فضايل صحابه را به ترتيبى كه اهل حديث قائلند آورد، سپس فضايل عمر بن عبد العزيز را نقل كرد وبه تكفير معتزله پرداخت. اين كتاب در تمام جمعه ها در جلسات اهل حديث در مسجد «المهدى» بر مردم قرائت مى شد.
او در همين سال دستور دستگيرى تمام معتزله را صادر نمود وآنان را وا داشت كه صريحاً از منهج اعتزال باز گردند ودست خطى از همه گرفت وافزود كه اگر كسى از اين به بعد، دست از پا خطا كند وغير راه اهل حديث برود شديداً مجازات خواهد شد.
در سايه فرمان القادر محمود سبكتكين امير خليفه در منطقه خراسان، به كشتار معتزله وشيعه واسماعيليه وقرامطه پرداخت وآنان را به دار آويخت وگروهى را زندانى كرد وبه اصحاب حديث دستور داد كه بالاى منبر، آنها را لعن كنند.[٢] وتمام كتابهاى مربوط به فلسفه ونجوم واعتزال را سوزانيد.
ابن كثير در تاريخ خود مربوط به سالهاى ٤٥٦، ٤٦٠، ٤٦٥و ٤٧٧، از مظالم اهل حديث نسبت به معتزله سخن گفته كه به خاطر اختصار، از درج آنها خود دارى مى كنيم[٣]. انسان پس از مطالعه حوادث دوران قدرت معتزله و ضعف آنان به اصل مكافات، اعتقاد راسخ پيدا مى كند واز قديم الأيام گفته اند: «كما تدين