فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٥ - ١ فعل انسان مخلوق خدا نيست
آنان نيست.
وبه عبارت ديگر، به هنگام جوش وخروش معتزله، اهل حديث وسلفيها وپس از آنها اشاعره، به حكم اينكه در جهان خالق واحدى بيش نيست، همگى مى گفتند كه كارهاى بندگان را نيز خدا مى آفريند واو انجام مى دهد. چيزى كه هست بنده خدا ظرف ايجاد اين افعال ميباشد وچون چنين عقيده اى از نظر فطرت وداوريهاى عقل وعقلا چندان استوار نبوده وپيامدهاى ناگوارى داشت وآن اينكه ديگر بر انگيختن پيامبران ودستگاه پاداش وكيفر، چه معنى دارد؟ ناچار اشاعره كلمه «كسب» را بر افعال بندگان افزودند وخدا را خالق افعال بندگان ،وآنها را كاسب افعال خود دانستند.
در چنين شرايطى معتزله به رد اين نظريه مى پردازند ومى گويند: افعال بندگان مربوط به خود آنهاست واز جانب خودشان انجام مى گيرد. در اين موقع نمى توان اين عبارات را ناظر به معنى تفويض ووانهادگى دانست، بلكه بايد بيشتر ناظر به رد عقيده اهل حديث وسلفيها شمرد.
٩ـ در هر حال دلايلى را كه قاضى عبد الجبار بر عقيده خويش در باره افعال بندگان نقل كرده است، همگى ناظر به نفى جبر است نه به مسأله وانهادگى انسان. اينك برخى از دلايل آنان را نقل مى كنيم:
الف ـ ما بين نيكوكار وبدكار وزيبا روى وزشت روى فرق مى گذاريم. اولى را به خاطر كار نيك مى ستاييم ودومى را به خاطر كار بد نكوهش مى كنيم. در حالى كه در مورد دوم اين كار را روا نمى دانيم واين گواه بر اين است كه افعال بندگان از نظر زشتى وزيبايى در اختيار آنهاست، بخلاف زيبايى ونازيبايى چهره كه از قلمرو اختيار آنان بيرون است.
ب ـ اگر ما فاقد اختيار وآزادى باشيم، بايد ميان پيامبر و شيطان فرقى قائل نباشيم، زيرا به عقيده اهل حديث خدا از بدكاران،كار بد را خواسته است. در