فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٤ - ١ فعل انسان مخلوق خدا نيست
نخست، گواه بر استقلال انسان در افعال خود نيست بلكه ناظر بر اين است كه فعل بشر مخلوق بلاواسطه خدا نيست. هر چند عبارت دوم مى تواند گواه بر نظريه تفويض باشد.
٧ـ وقتى به كتابهاى موجود از معتزله مراجعه مى كنيم، اثرى از عقيده تفويض به صورت روشن به چشم نمى خورد، ما در اينجا به ترجمه گفتار قاضى عبد الجبار بسنده مى كنيم وتحقيق در ديگر موارد را بهوقت ديگر موكول مى كنيم. وى مى گويد:
عدليه بر اين نظريه اتفاق دارند كه افعال بندگان ـ از تصرف در طبيعت گرفته تا نشستن وبرخاستن وكارهاى ديگر ـ از خود آنان سرچشمه مى گيرد وخداى ـعزوجل ـ آنان را بر انجام اين كارها توانا ساخته است وبراى آنان، انجام دهنده وپديد آورنده اى جز آنها نيست وهر كس بگويد خداى سبحان خالق وپديد آورنده آنهاست، خطاى بزرگى را مرتكب شده است وانجام فعلى را به دو فاعل وابسته دانسته است.[١]
ونيزمى گويد: بندگان خدا بر پديد آوردن وايجاد كردن كارهاى خود توانا هستند ومحال است يك چيز از دو فاعل اثر پذير باشد، تعلق فعل به دو فاعل، خواه هر دو حادث ويا يكى قديم وديگرى حادث باشد، محال است.
٨ ـ اين جمله ها ونظاير آنها در نوشته هاى قاضى عبد الجبار وديگران فراوان است; ولى آيا هدف از اينها مسأله تفويض ووانهادگى است واينكه بندگان در افعال وكارهاى خود كاملاً استقلال دارند ويا هدف از اين جمله ها رد نظريه اهل حديث واشاعره است كه خدا را فاعل مستقيم افعال بندگان مى دانند. واينكه يك فعل نمى تواند دو فاعل در عرض هم داشته باشد، ولى دو فاعل در طول هم مورد انكار