فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٣ - ١ فعل انسان مخلوق خدا نيست
ميان جبر وتفويض است به نام «بل أمر بين الأمرين» كه در عين حفظ اختيار انسان، ارتباط او را با خدا حفظ كنيم.
٥ـ با اعتراف به وجود چنين گروهى در عصر حضرت باقر (٥٧ـ١١٤) سخن در جاى ديگر است وآن اينكه آيا معتزله نيز جزء مفوضه بودند ومانند قدريه عصر امام باقر انسان را فاعل مستقل و بى نياز از خدا در انجام اعمال خود مى انديشيدند يا نقطه فشار در نظريه آنان، رد نظريه جبر ونقد انديشه فاعل مباشرى خدا بود. وبه اصطلاح جبر را نمى پذيرفتند وافعال انسان را مخلوق بلاواسطه خدا نمى دانستند، نه اينكه هر نوع رابطه اى را ميان خدا و افعال انسان انكار ميكردند وپرچم استقلال وبى نيازى انسان را از خدا در انجام كار، بر مى افراشتند؟
٦ـ در كتابهاى ملل ونحل وكلامى، گروه معتزله به چنين عقيده اى متهم گشته اند حتى برخى گفتار پيشوايان معصوم «لاجبر ولاتفويض» را ناظر به اين گروه دانسته اند. اينك برخى از توصيف ها در باره معتزله از اين كتابها نقل مى كنيم:
ابوالحسن اشعرى مى گويد: معتزله مى گويند: خداوند كفر وگناه و هيچ يك از افعال بندگان را نيافريده است، خداوند كافر را از روز نخست كافر نيافريده، بلكه او بعدها كفر ورزيده است وهمچنين است مؤمن[١].
ابومنصور بغدادى مى گويد: معتزله معتقدند: انسانها در كسب افعال خود قادر وتوانا بوده وخداى عزّوجلّ در قلمرو كارهاى آنان وديگر جانداران كوچك، صنع ونقشى ندارد. [٢]
اين تعبير ومانند آنها در كتابهاى كلامى زياد به چشم مى خورد وعبارت