فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٩ - وصله ناهمرنگ
سنت نمى دانند، مطلب ديگرى است. اين احتكار وتخصيص، يك نوع خود محورى است وگرنه تمام فرق اسلامى، سنت پيامبر را محترم شمرده وبه آن احترام مى گذارند، فقط سخن در اين جاست كه آيا فلان حديث، گفتار پيامبر است يا دروغى است كه دروغگويان جعل ونشر كرده اند؟
شيعه امام على به خاطر لقب خاصى كه از پيامبر گرفته اند، خود را شيعه معرفى مى كردند، ولى گروههاى ديگر كه همه سنت صحيح پيامبر را كمتر از قرآن نمى دانند، همگى تحت عنوان: «اهل سنت» قرار گرفته وهمه خود را جزئى ازآن اكثريت مى شمردند.
از آنجا كه معتزله نمى توانست در كنار شيعه قرار گيرد ناچار بود خود را جزء همان گروه اكثريت معرفى كند كه به نام «اهل سنت وجماعت» معروف گرديدند.
از عقايد اهل سنت، عدالت همه صحابه واستوارى احاديث جبر و تشبيه وتجسيم است. معتزله به خاطر انتساب به اين اكثريت، ناچار بودند كه به اين اصول احترام بگذارند در حالى كه تفكر آنان در مسائل جبر وتشبيه درست نقطه مقابل اين احاديث بود.
معتزله سعى مى كردند كه جزئى از اين اكثريتى باشند كه بر صد هزار صحابى لباس عدالت بلكه عصمت پوشانيده وگفتار وسخنان آنان را بدون كم وزياد حجت مى دانستند، از طرف ديگر مى خواستند متفكر و آزاد منش نيز باشند كه در سايه پرتو عقل، بر معارف دست يابند وچون اين دو با هم ناسازگار بودند، از اين جهت نتوانستند به حيات علمى و اجتهادى خود ادامه دهند واصولاً مزاج جامعه تسنن پذيراى آنان نبود.
«تسنن» به معنى حقيقى، همان است كه امروز در نجد ورياض وبه عنف وزور، در مدينه ومكه رواج دارد وبر تمام روايات وارد در قلمرو جبر وتشبيه ورؤيت خدا ارزش قائل شده وصفات جبريه را به معنى حرفى تفسير مى كنند وتسننى كه