فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٥ - اصالت كلام شيعه ونظريه احمد امين
اواسط قرن چهارم شيعه مذهب كلامى خاصى نداشته است، درحالى كه متكلمان بزرگ شيعه از اوايل قرن دوم تا آن زمان، گروه بزرگى را تشكيل مى دهند، مانند:
١ـ عيسى بن روضة. نجاشى مى گويد: او حاجب منصور، متكلم نيكو كلامى بود. كتابى در امامت دارد و «احمد بن أبي طاهر» آن را در «كتاب بغداد» ستوده است، برخى از اصحاب ما اين كتاب را ديده اند ومن خود وجود چنين اثرى را از او در بعضى از كتابها خواندم، آنگاه كه منصور وارد حيره شد، در مجلس درس عيسى بن روضه حاضر شد. او در باره امامت سخن مى گفت منطق او مايه اعجاب خليفه شد وآن را ستود. [١]
٢ـ على بن اسماعيل بن ميثم تمار بغدادى. ابن نديم مى گويد:او نخستين كسى است كه در مذهب اماميه بحث كلامى كرد واجداد او از ياران بزرگ على بودند، او كتابهايى به نامهاى الإمامة والإستحقاق نوشته است. نجاشى مى گويد: او از چهره هاى معروف متكلمين شيعه است، با ابوالهذيل ونظّا م مباحثاتى دارد واو كتابهايى چون «الإمامة» و «مجالس هشام بن الحكم» نوشته است. [٢]
٣ـ ابوجعفر محمد بن على بن نعمان.معروف به مؤمن الطاق، نجاشى مى گويد: مقام ومرتبه او در دانش واستحضار، بسيار معروف است. او كتابهايى به نامهاى «افعل ولاتفعل» و «الاحتجاج» وغيره نوشته است. ابن نديم مى گويد: او در دانش كلام فوق العاده حاذق ودر بديهگويى سرآمد روزگار بود وبا ابو حنيفه مناظراتى دارد. [٣]
٤ـ هشام بن الحكم، او از شاگردان برجسته امام صادق واز متكلمين شيعه و