فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٧ - ٣ اراده خدا ومعاصى بندگان
صاحب بن عباد (م٣٨٥) شد وديد ابواسحاق اسفراينى اشعرى (م٤١٣) در آنجا نشسته است. در اين موقع به عنوان طنز با صداى بلند گفت: سبحانَ من تنّزه عَنِ الفحشاء «پيراسته است خدايى كه از هر كار زشت به دور است» وبا اين جمله به ابواسحاق اسفراينى فهماند كه مكتب او با گسترش دادن اراده خدا به معاصى، او را از زشتيها مبرا نساخته است.
اسفراينى نيز از زاويه اى كه به مسئله مى نگريست كه همان تعظيم پروردگار بوده به مقابله برخاست وبه او چنين گفت:«سبحان من لايجري في ملكه إلاّ من يشاء» (پيراسته است خدايى كه در فرمانروايى او جز آنچه بخواهد، انجام نمى گيرد) او با اين جمله به صورت اشاره به قاضى عبد الجبار فهماند كه نتيجه اخراج افعال بد بندگان از قلمرو اراده خدا، كوچك كردن دائره فرمانروايى اوست.[١]
ولى هر دو مكتب در افراط وتفريط فرو رفته اند. مكتبى كه به كلى مى خواهد افعال بندگان را از قلمرو اراده او بيرون سازد ومكتبى كه افعال بندگان را به صورت مباشرى متعلق اراده تكوينى خدا قرار مى دهد، زيرانتيجه اخراج افعال از قلمرو اراده او اين است كه در جهان كائناتى بدون خواست واراده او صورت مى پذيرد واينخود يك نوع ثنويت در فاعليت است، ونتيجه مكتبى كه ميخواهد افعال بندگان را به گونه ياد شده متعلق اراده او قرار دهد، اين است كه انسان نسبت به كارهاى خود ناظر وتماشاگر باشد نه فاعل وبازيگر ودر عين حال مسؤوليت را بر عهده داشته باشد.
حق اين است كه اشاعره در اصل گفتار راه حق پيموده اند ومعتزله در اخراج افعال بندگان از قلمرو او دچار خطا شده اند. ولى بايد ديد افعال بندگان چگونه متعلق خواست خداست، در اينجا دو احتمال وجود دارد كه هر دو را به صورت اجمال ياد آور مى شويم: