اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٣
شهر خود «ناصره» را ترك كرد و به «كَفَرْناحوم» در كنار درياچه جليل آمد، و از همين جا بود كه تبليغ و موعظه را به طور رسمى آغاز كرده است: «و از آن هنگام عيسى به موعظه، شروع كرد و گفت: توبه كنيد، زيرا ملكوت آسمان نزديك است ... و عيسى در تمام جليل مىگشت و در كنايس ايشان، تعليم داده، به بشارت ملكوت، موعظه همى نمود، و هر مرض و هر درد قوم را شفا مىداد، و اسم او در سوريه، شهرت يافت ... و گروهى بسيار از جليل و ديكاپولِس و اورشليم و آن طرف اردن در عقب او روانه شدند.» «١» در اين كه مراد از «ملكوت آسمان» چيست و چرا حضرت مسيح (ع) و يحيى (ع) تأكيد داشتند كه در تبليغات دينى خود، آن را مطرح سازند؛ بايد گفت: «بشارت به ملكوت آسمان»، به مسأله آرمانى ديرينه يهوديان، يعنى اميد به نجات از فلاكت و بدبختى و نيز مصائب بى شمار، توسّط «مسيح موعود» مربوط مىشود، كه پيشتر نيز به آن اشاره شد. توضيح آن كه از ديدگاه بنى اسرائيل «ملكوت آسمان» گونهاى حكومت الهى بود كه آرمان دينى هر شهروند يهودى به شمار مىرفت. منشأ پيدايش چنين اعتقادى، چند چيز است: يكى آن كه آنان طعم شيرين رفاه، آزادى و استقلال سياسى- اجتماعى را در مقاطعى از تاريخ حيات ملّى- مذهبى خود در سايه حكومت الهى پيامبران و رهبران دينى با عنوان «پادشاهان» دادگر و قدرتمند، تجربه كرده و ياد و خاطره شيرين آن دوران را پيوسته در ذهن داشته، وتجديد چنين دورانى، با آمدن «پادشاهى» داد گر و برپايى حكومتى آرمانى در راستاى تحقّق «آرمانشهر خدايى» را در سر مىپروراندهاند. چنان كه يكى از دانشمندان يهودى مىنويسد: «براى قرنها، پادشاه، مركز و محور قوانين يهود، تلقّى مىشد و به اين لحاظ، يك سيماى برجسته در تصوير انبيا از جهان آينده، چهره پادشاهى آرمانى بود كه عالىترين ويژگى يك شهريار زمينى را داشته باشد و با كمال عدالت و تمام حكمت،