اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢
امروزى- حدّاقل در ميان جامعه يهودى- برخوردار باشد. ليكن واقعيّت اين است كه حتّى اين تلاشهاى دانشمندان روشنفكر يهودى با آن تفسيرها و توجيههاى فراوان نتوانست نارسايى، عدم پويايى و بى محتوايى اين آيين كهن را جبران كرده، و با مبانى كلامى- فلسفى و واقعيتهاى علمى- فرهنگى اين عصر، منطبق كند. رازش اين است كه دين يهود، هم از حيث زمانى به دوران بسيار كهن تاريخ بشر و نيز به انسانهاى رشد نيافته و ابتدايى دوران باستان تعلق دارد، و هم اين كه در گذر از اين دوران طولانى و گذرگاههاى پر مخاطره و حادثه آن، شلّاق تحريف و انحراف، آن قدر بر پيكر اين شريعت پير و فرسوده و منسوخ، فرود آمده كه آن را به كلّى نارسا و ناتوان ساخته، و از هر گونه غنا و محتواى لازم و معقول تهى كرده است. از اين رو، بايد گفت مهمترين عواملى كه موجب شد آيين يهود، بر پا بماند، در درجه اول، خوى نژاد پرستى و برترىطلبى يهوديان، و به دنبال آن، تلاش مستمر و جدّى علمى- فرهنگى روشنفكران و متفكّران يهودى بوده و مىباشد، كه هر از چند گاهى به اصلاحات مذهبى و بازسازى عقايد دينى يهود مىپردازند. اين حقيقتى است كه برخى متفكّران واقع بين يهودى، از جمله خود نويسنده كتاب «گنجينهاى از تلمود» در لابه لاى گفتار خويش، جسته و گريخته به آن، اعتراف كرده است كه در اين جا به برخى از اين اعترافات، اشاره مىشود. نويسنده كتاب ياد شده درباره اعتقاد يهوديان به خداى يكتا، ضمن بيان اين عقيده آنان كه «وجود خداوند به عنوان حقيقتى مسلّم و بديهى نزد دانشمندان يهود است»، بلافاصله تصريح مىكند: «براى معتقد ساختن فردى از افراد يهود به اين كه خدايى بايد وجود داشته باشد دلائلى، اقامه نشده است.» «١» همچنين درباره «نداشتن جسم و مادّه» و نفى جسميّت از ذات پاك خداوند يكتا، چنين اعتراف مىكند: «.. به رغم تأكيدى كه خداوند را برى (و دور) از جسم دانسته مع