اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٠
مىگريستند. عيسى (ع) براى مردم، دعا كرد و گفت: «اى پدر! اينان را بيامرز، زيرا نمىدانند چه مىكنند.» مطابق منابع مسيحى، اين جنايت (مصلوب كردن عيسى) در يكى از روزهاى عيد فصح (پانزدهم ماه نيسان يهودى) و به احتمال قوى، بين سالهاى ٢٩- ٣٠ ميلادى به همراه دو تن دزد جانى در بيرون شهر اورشليم انجام شد. عيسى بردار به آواز بلند، صيحه زده، روح را تسليم نمود! مسيحيان بر آنند پس از مصلوب شدن عيسى (ع)، براى آن كه در شب سَبت، جسد او بر فراز صليب نماند، شخص توانگر و نيكوكارى به نام يوسف كه از اعضاى شوراى كاهنان يهود به شمار مىرفت، جسدش را از چوبه دار پايين كشيده و در قبرى از سنگ كه تازه براى خود، تراشيده بود گذارد و نيز سنگى بر آن نهاد. ولى در اوّلين روز يك شنبه- روز سوّم پس از كشته شدن-، آن حضرت دوباره زندگى يافت و از قبر برخاست و خود را به مادر خود و جمعى از حواريّون در اورشليم، ظاهر ساخت، و آنان را از حيات خود اطمينان بخشيد. مدّت چهل روز در اين جهان، ميان پيروانش زندگى كرد و حواريّون را براى نشر و تبليغ دين خود، مأمور فرمود. سپس به آسمان، صعود كرد. «١» امّا قرآن كريم، اين ادّعا را كه عيسى (ع) بردار، كشته و دوباره زنده شده و به آسمان رفت- به شرحى كه در بالا آمد- قبول ندارد و كشته شدنش را مردود، اعلام داشته و فرمود: «وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلكِن شُبِّهْ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَالَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِيناً بَل رَفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً.» «٢» و گفتارشان كه: «ما مسيح عيسى پسر مريم، پيامبر خدا را كشتيم!» در حالى كه نه او را كشتند و نه بردار آويختند؛ بلكه امر بر آنها مشتبه شد؛ و كسانى كه در مورد (قتل) او