اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩
گسترش قدرت و شوكت خويش، تلاش مىكرد. از اين رو، براى تأمين خواستههايش نيازمند انبوه كارگران و بردگانى بوده، كه بدون چون و چرا از فرامين او اطاعت كرده، و به كارهاى سخت ساختن بناها و گسترش شهرها تن دهند. از اين رو بنى اسرائيل را براى اين كارها مناسب ديده؛ و با دامن زدن حسّ قوميّت گرايى و ايجاد شكاف و اختلاف ميان مصريان اصيل و اسرائيليان مهاجر، اقوام عبرى را از چشم مردم مصر انداخته، و با فراهم كردن زمينه لازم، آنان را به بردگى گرفته، و به كارهاى سخت و طاقت فرسا گماشته بود. اين قوم بى پناه را به ضرب شلاق و شكنجه به ساختن بناهاى شگرف و اعجاب انگيزى نظير اهرام مصر و مانند آن واداشته بود. در چنين وضعيتى، اقوام عبرانى و بنى اسرائيل براى رهايى از اين وضعيت رقت بار و كشنده، دو راه در پيش داشتهاند، يا مىبايستى انقلابى در درون جامعه مصر، عليه بيدادگرىهاى فرعون ستمگر به وقوع مىپيوست، و آنها هم در پرتو قيام همگانى توده ستمديده مردم از يوغ ستم و استثمار طاغوت مصر، رهايى يابند، و يا اين كه پيشوايى از ميان خود بنى اسرائيل برخيزد، و اسباب آزادى آنان را فراهم كند. از قرار معلوم بار ديگر دست غيبى از آستين، بيرون آمده، و لطف خاصّ الهى را شامل آنها كرده است؛ زيرا خداوند مهربان، رهبرى بزرگ و پيشوايى رهايى بخش (موسى (ع)) را براى نجات آنها به رسالت، مبعوث كردهبود. «١» از موسى (ع) تا داوود (ع) اكنون در ادامه مبحث مربوط به پيدايش قوم يهود، به دوران جديدى كه با ظهور حضرت موسى (ع) و در نهايت خروج از مصر، همراه است، مىپردازيم. تورات، سِفْر خروج، دوران خروج را با بيان جريان تولد موسى (ع) چنين آغاز مىكند: «پادشاه مصر گفت: قوم بنى اسرائيل از ما مصريان، زيادتر و زور آور ترند؛ بياييد با تدبير، با ايشان رفتار كنيم، و هر پسرى را كه زاده شود به رود خانه اندازيد و هلاك