اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣
كاهنان، ظهور يك مصلح و منجى الهى فاتح را انتظار مىكشيدند؛ تا او بتواند اقتدار و شكوه «قوم خدا» را به دوران درخشان داوود و سليمان (ع) برگرداند. شخصيت مورد انتظار «ما شِيَح» (: مسح شده) خوانده مىشد. «ما شِيَح»، لقب پادشاهان بنى اسرائيل بود، كه بر اساس يك سنت ديرينه، پيامبران بنى اسرائيل در حضور جمع اندكى، روغن بر سر آنان «پادشاهان» مىماليدند، و به اين گونه نوعى قداست براى آنان پديد مىآمد؛ و به لقب «ماشِيَح» يعنى مسح شده، ملقب مىشدند. دلهاى بنىاسرائيل از عشق به مسيح موعود (ع) لبريز بود؛ و در برابر حاكمان ستمگر، همواره چشم به راه آمدن چنين رهبر رهايى بخش بودهاند. نويد آمدن مسيح نجات بخش در برخى كتب عهد عتيق آمده است. در اين جا به فرازهايى از كتاب «اشَعْياء نبى» (باب ٤٢، جملات ١- ٤) اشاره مىشود: «اينك بنده من كه او را دستگيرى كردم و برگزيده من كه جانم از او خشنود است. من روح خود رابر او مىنهم تا انصاف را براى امتها صادر سازد. او فرياد نخواهد زد و آواز خود را بلند نخواهد كرد و آن را در كوچهها نخواهد شنوانيد. نىِ خورده شده را نخواهد شكست و فتيله ضعيف را خاموش نخواهد ساخت تا عدالت را به راستى صادر گرداند.» اما با اين وصف آن گاه كه عيسى مسيح (ع) ظهور كرد و دعوت خويش را آشكار ساخت. و اساس تعاليم خويش را بر موعظه و اندرز و پرهيز از خشونت و دشمنى، استوار ساخته، و همگى را به محبت ودوستى فرا خوانده با مخالفت و اعتراض شديد يهوديان، مواجه گشت؛ زيرا آنها چنين مسيحى را انتظار نمىكشيدند و چنين انتظارى هم از او نداشتهاند. بلكه آنها مسيحى را انتظار مىكشيدند كه وقتى آمد همچون شاهان گذشته بنى اسرائيل بر تخت شاهى و اريكه قدت سياسى، تكيه زند و آن اقتدار و سيطره ديرينه آنها را ديگر بار احيا كند. اين بود كه آنان به مواعظ، پندها و اندرزهاى حكيمانه و انسان ساز آن پيامبر بزرگ الهى، دل نسپردند، بلكه چنان كه بعداً شرح خواهيم داد كاهنان و رؤساى قبايل يهود كه شيوه دعوت او و نيز احترام خاصى كه به طبقه مستضعف مىگذاشت، را منافى اهداف دنيايى و رياستطلبى خويش مىپنداشتند دامنه