اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٣
افرادى در آن، داخل گرديده است. در اين جا براى تأييد و صحّت ادّعاى خويش، دو نمونه از گزارشهاى تاريخى، درباره تاريخ ورود تثليث به آيين مسيحيّت و نيز تاريخ رسميّت بخشيدن تثليث در اين آيين را مىآوريم. گزارش نخست به نقل از متكلم مسيحى معاصر، «توماس ميشل» است كه مىگويد: كلمه «سه گانه» هرگز در كتاب مقدّس، وارد نشده است و نخستين كاربرد شناخته شده آن در تاريخ مسيحيّت به «تِئوفيل انطاكى» در سال ١٨٠ ميلادى باز مىگردد. البتّه ريشههاى مفهوم سه گانگى در عهد جديد، احساس مىشود «١» و عبارت اعطاى حقّ تعميد در پايان انجيل متّى آن را صريحاً بيان كرده است: «ايشان را به اسم اب و ابن و روح القدس» تعميد دهيد.» عهد جديد، هنگام اشاره به خدا، واژه يونانى «هوثيوس» را به كار مىبرد كه به معناى خداى ازلى، خالق، زنده كننده و مولاى تواناست. اين كلمه به خداى ابراهيم، اسحاق، يعقوب، موسى و پيامبران ديگر، اشاره دارد. عهد جديد هرگز عيسى و روح القدس را «هوثيوس» نخوانده است.- در حالى كه طبق تبيينى كه از تثليث مىكنند و آن را همان توحيد واقعى مىپندارند، بايد چنين تعبيرى درباره اين دو هم به كار رود- «٢» گزارش دوم مربوط به تشكيل «شوراى نيقيه» است كه در آن شورا، مسأله تثليث، عقيده رسمى مسيحيان اعلام شد؛ كه اين گواه روشنى است بر اين كه تثليث جزو دين مسيح نبوده، در غير اين صورت با مخالفت شديد، مواجه نمىشد تا با تهديد و حربه سياسى «تكفير» پس از نزديك به چهار قرن از پيدايش مسيحيّت جزو عقايد رسمى آنان اعلام شود. توضيح آن كه پس از پيدايش مسأله تثليث در آيين مسيحيت اين عقيده پيوسته از سوى موحّدان راستين مسيحى مورد نفى و انكار شديد واقع شده و گاهى به نزاعهاى سياسى و عقيدتى هم منجر مىشد. تا اين كه در اوايل قرن چهارم اعتراضها و مجادلات