اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧
آلات موسيقى را جايز دانستند؛ نيز اجازه دادند تا در مراسم عبادى خانمها و آقايان در كنار يكديگر نشسته، مقرّرات مربوط به شال و روسرى را ناديده بگيرند، و حتّى به جاى زبان عبرى از زبان محلّى، استفاده كرده، روزهاى عبادت را تغيير دهند، و برنامه كنيسه را از شنبهها به يك شنبهها منتقل كنند. در برابر اينها كسان ديگرى كه نماينده آنها «خاخام موسى سوفار» (١٧٦٢- ١٨٣٩ م) بود، قرائت آثار مِندِلسون و يا هر گونه آموزش دنيوى (غير روحانى) را تحريم كردند. اين افراد و گروهها با هر نوع نوگرايى مخالفت ورزيدند. به اين ترتيب، زمينه لازم براى پيدايش تقسيمات عمده در دين يهود و ظهور گروههاى جديد، به وجود آمد، كه مهمترين آنها عبارتند از:، الف- گروه اصلاح گرايان: جنبش اصلاح گرايى، مهمترين گروهى است كه در عصر روشنگرى از بطن جامعه يهود، سر بر آورد. اين جنبش مخصوصاً پس از تصويب قانون (اصل) تساهل دينى نسبت به يهوديان در سال (١٧٩١ م) توسّط مجلس ملّى فرانسه، شدّت بيشترى يافت، و روشنفكران يهودى، همگام با طلايه داران عصر روشنگرى و روشنفكران مسيحى، باورهاى دينى و سنّتهاى ملّى- مذهبى خويش را يا به كلّى مورد انكار قرار دادند، و يا در آنها اصلاحات عمده انجام دادند تا به اصطلاح شريعتوحيانى يهود- مانند شريعتوحيانى مسيحيّت- آن چنان رنگ ببازد كه تحت الشّعاع شريعت عقلانى قرار گيرد و عقل و دستاوردهاى علمى- عقلى نقش اوّل را در ارزيابى و شناخت مسائل، داشته باشد. نهضت اصلاح گرايانه در جامعه يهوديان غربى، آن چنان گسترش يافت كه تا آمريكاى شمالى هم پيش رفته، و در آن جا چون با اعتراض و مقاومت سازمان يافته كمترى رو به رو شد شتاب بيشترى پيدا كرد، و به تدريج شكل سازمانى و رسمى يافت، تا جايى كه اصلاح گرايان توانستند ديدگاههاى اصلاحى خويش را قانونمند كرده، و در قالب اصولى رسمى اعلام كنند. اين اصول كه به «مرامنامه پيتز بورگ» معروف است، عبارت است از: ١- نفى و انكار تمسّك سخت و خشك به احكام و قوانين دينى يهودى و تلمود، و