اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩
دينى شان نيست كه از سوى قرآن كريم مورد تأييد قرارگرفته باشد؛ زيرا بنابر تصريح قرآن، اصل دين كه منطبق با فطرت انسان (و فطرى انسان) است، «١» از آدم (ع) تا خاتم (ص) يكى بيش نيست، و آن هم اسلام نام دارد. چنان كه فرمود: «انَّ الدّينَ عِنْدَ اللَّهِ الاسْلامُ ... وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى اْلاخِرَة مِنَ الْخاسِرينَ.» «٢» دين، نزد خدا، تنها اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است ... و هر كس جز اسلام، آيين ديگرى براى خود برگزيند، از او پذيرفته نيست، و در سراى باقى از زيانكاران خواهد بود. بر اين اساس است كه قرآن كريم ابراهيم خليل (ع) را مسلمان معرفى كرده، و فرمود: «ما كانَ ابْراهيمُ يَهُودِيّاً وَ لانَصْرانِياً وَلكِنْ كانَ حَنيفاً مُسْلِماً وَما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ.» ابراهيم، نه يهودى بود ونه نصرانى، بلكه موحّدى خالص و مسلمان بود، و هرگز از مشركان نبود. در آيه ١٣ سوره «شورى»، درباره ثبات و وحدت دين خدا كه از آدم (ع) تا خاتم (ع) استمرار دارد، چنين آمده است. «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحاً وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّى بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ ...» آيينى را براى شما تشريع كرد كه به نوح، توصيه كرده بود؛ و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم اين بود كه: دين خدا را، بر پا داريد و در آن، تفرقه، ايجاد نكنيد! نتيجه ثبات و وحدت دين الهى، اين است كه اديان الهى در اصل ديانت كه همان اسلام باشد اشتراك داشته و تفاوت آنها تنها در مذاهب و شرايع امتها است؛ زيرا