اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٤
باشد) ديد كه بروى (يعقوب) غلبه نمىيابد، كفِ ران يعقوب را، لمس كرد و كف ران يعقوب، در كشتى گرفتن با او فشرده شد. پس گفت: مرا رها كن زيرا كه فجر مىشكافد. گفت: تا مرا بركت ندهى تو را رها نمىكنم. به وى گفت: نام تو چيست؟ گفت: يعقوب! گفت: از اين پس، نام تو يعقوب خوانده نشود بلكه اسرائيل، زيرا كه با خدا و با انسان مجاهده كردى ونصرت يافتى ...!» ٢- باز در همين سفر پيدايش (باب سوّم، جملههاى ٨- ١٠) آمده: «... و آواز خداوندِ خدا را شنيدند كه در هنگام وزيدن نسيم بهار، در باغ مىخراميد و آدم وزنش خويشتن را از حضور خداوند خدا در ميان باغ پنهان كردند؛ و خداوند خدا، آدم را ندا در داد و گفت: كجا هستى؟!» ٣- در سفر لاويان (باب دهم، جمله ٩) تصريح شده كه نوشيدن شراب و مسكرات در شريعت موسى (ع) حرام و ممنوع بوده، و اين حكم، فريضهاى ابدى در نسلها است. امّا با توجّه به اين كه به تصريح انجيل متّى (باب پنجم، جملههاى ١٧- ١٨) بعثت حضرت عيسى براى تكميل و تتميم اديان و كتب انبياى پيشين، به ويژه تكميل شريعت موسى است، با اين حال در همين انجيل (باب بيست و ششم جمله ٢٩) نسبت زشت شراب خوارى به حضرت عيسى داده، و حتّى در انجيل يوحنّا (باب دوم، جملههاى ١- ١١) آمده كه آن حضرت با اعجاز از آب، شراب ساخته ودستور داده بنوشيد! ٤- در رساله پولس، رسول به غلّاطيان (باب سوّم، جملههاى ٢٤- ٢٥) آمده: «شريعت لالاى ما شد تا ما را به مسيح برساند ... ليكن چون ايمان آمد ديگر زير دست لالا (شريعت) نيستيم. در حالى كه در رساله پولس به روميان (باب سوّم، جمله ٣١) آمده: «پس آيا شريعت را به ايمان، باطل مىسازيم؟ حاشا، بلكه شريعت را استوار مىداريم. باز در رساله پولس به روميان (باب هفتم، جمله ١٣) آمده: «خلاصه شريعت، مقدّس است و حكم، مقدّس و عادل و نيكو.» امّا در رساله غلّاطيان (باب دوم، جملهاى ١٦- ١٧) آمده: «هيچكس از اعمال شريعت، عادل شمرده نمىشود ...» «١»