اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٠
سختى و ستم كشيدن مسيحيان، نوشته شده است. از نظر اين كتاب، تاريخ بشر، نزاع پيوستهاى است ميان قوم خدا از يك سو و نيروهاى شرور جهان از سوى ديگر، و اين كه قوم خدا براى تحمّل مشكلات و گرفتارىها آمادهاند، و نبايد نوميد شوند؛ زيرا سرانجام، بر نيروهاى شرور، پيروز خواهند شد. «١» يادآورى چند نكته (براى مطالعه) براى روشن شدن برخى مسائل پيرامون كتاب مقدّس، چند نكته زير را بيان مىكنيم: ١- چنان كه گذشت، با اين كه مسيحيان، اعتراف دارند گروه زيادى از ياران و پيروان حضرت عيسى (ع) در قرون نخستين ميلادى به نوشتن سيره و شرح زندگى آن حضرت پرداختند و دهها و بلكه صدها نمونه از اين نوشتهها، با نام «انجيل» تدوين و ارائه گرديد، ولى از ميان اين همه اناجيل، تنها چهار انجيل و برخى نامهها- به شرحى كه گذشت- رسميّت يافت و باقى آنها غير رسمى و جزو كتب ضالّه، اعلام، و خواندن و داشتن آنها حرام وممنوع گرديده است. امّا مسيحيان ودر رأس آنها سردمداران كليسا، دليل خاصّى بر اين انتخاب و ترجيح ارائه نكردهاند؛ و عللى را هم كه براى رسميت بخشيدن و گزينش اين اناجيل، بيان داشتهاند اختصاص به آنها ندارد وشامل همه اناجيل اعمّ از رسمى و غير رسمى مىشود؛ زيرا آنها مدّعى اند كه نويسندگان كتب عهد جديد اين كتب را به الهام الهى نگاشتهاند، «٢» كه اين ادّعا، صرف نظر از اين كه فقط ادّعاست و دليلى بر آن اقامه نشده، با فرض صحّت، چه دليلى بر اختصاص اين نوع الهام ادّعايى بر نگارندگان اناجيل رسمى، وجود دارد؟ دليل ديگر آنها اين است كه مسيحيان نخستين، بر اين اناجيل رسمى، اتّفاق و اجماع كرده، و بر باقى كتب و اناجيل، چنين اجماعى صورت نگرفته است. اين هم ادّعايى بى دليل بوده، و نمىتوان بدون ارائه شواهد و