اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٣
ذلك در ادبيات دانشمندان يهود، عبارات متعددى يافت مىشود كه خواننده را تا حدّى به شگفتى وا مىدارد، نوشته شده است كه او (: خدا) نماز مىخواند، به مطالعه تورات مىپردازد، و بر درماندگى و بيچارگى بندگان خود مىگريد، و ... همچنين اعمالى را كه شايسته يك انسان نيكوكار عالى مقام است به او نسبت مىدهند؛ از قبيل عيادت بيماران، تسلّى دادن به سوگواران و تدفين مردگان.» «١» نيز در توضيح بند «ابوّت» از فصل اوّل مىنويسد: «در سراسر گفتههاى دانشمندان يهود در تلمود، رابطهاى كه بين آفريدگار و آفريدگان وجود دارد، به شكل رابطه بين پدر و فرزند، تصوّر شده است. خداوند را همواره «اى پدر ما! كه در آسمان هستى» خطاب مىكنند. «٢» آن گاه با ذكر جمله نخست از باب ١٤ از سفر تثنيه، كه در آن آمده:، «شما، فرزندان خداوند خداى خود هستيد»، اين گونه به اصلاح آن، كه خدا را محدود و منحصر به قوم يهود كرده، پرداخته است: «گرچه اين سخن كه مبنايش يك آيه از كتاب مقدّس است، ظاهراً در وصف ملت اسرائيل، گفته شده است، ولى بايد گفت كه اصل ابّوت محدود به يك ملّت نيست، بلكه شامل حال كليّه افراد نوع بشر مىشود، زيرا همگى بندگان خدا هستند.» «٣» «٤» هم او در تفسير و تبيين ويژگى «قدّوسيّت و كمال» از ويژگىهاى خداوند، چنين مىنويسد: «براى دانشمندان يهود، اصل وجود خداوند، يك تجرّد ماوراء الطّبيعه نيست، بلكه خود شالوده زندگى اخلاقى صحيح و شايسته انسان است ... صفت اختصاصى كه خداوند را از اين لحاظ مشخّص و متمايز مىسازد «قدّوسيّت» است ... قدّوسيّت الهى و مفهوم آن براى انسان در اين عبارت، نهفته است: «ذات قدوس متبارك به انسان چنين گفت: من پاك هستم، مسكن من پاك است؛ خادمان من پاك اند!» «٥» اين دانشمند يهودى، به رغم ادّعاى برخى از متفكّران متعصّب هم كيش خويش كه