اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢
كوروش پادشاه مقتدر هخامنشى ايران به بابل، حمله ور شد، و توانست سلطنت كلدانيان را منقرض و بابل را فتح كرده، اسيران يهودى را از اسارت و بردگى برهاند. كوروش، يهوديان را آزاد گذاشت تا هر جا كه مايلند بروند. از اين رو، گروهى از آنها به سرزمين «ايرن» مهاجرت كردند، و با ايرانيان و افكار و عقايد آنان آشنا شدند، و تحت تأثير برخى از تعاليم آيين ايرانيان آن روز يعنى «زرتشت» قرار گرفتند. اما گروه ديگرى از آنان در همان بابل كه پس از فتح، جزو ايالات ايران محسوب مىشد، باقى ماندند. و گروهى هم به فلسطين بازگشتند. كوروش شخصى به نام عزرا (: غدير)، كه از عالمان برجسته بود و نزد يهوديان احترام والايى داشت را به سرپرستى آنها برگزيد؛ و به او اجازه داده بود تا بار ديگر كتابهاى مذهبى يهود را بنويسد ومعابدشان را بنا كند. اما عزرا پس از مدتى اقامت در بابل با جمعى از يهوديان آن جا به سرزمين فلسطين باز گشت. سپس با همكارى جمعى، به تدوين كتب دينى يهود پرداخت. اين كتب همان است كه امروز يهوديان آنها را به عنوان كتب دينى- آسمانى خويش مىشناسند پس از آن عزرا كوشيد تا با كمك ديگران به ترميم خرابىها پرداخته، معابد به ويژه معبد بزرگ اورشليم را تجديد بنا كند. ولى به خاطر فقر و نبود امكانات موفق به انجام آن نشد. تا اين كه كوروش، پادشاه ايران شخصى به نام «نحميا» را با هدايا و كمكهاى فراوان با گروهى از سپاهيان و درباريان خود به سوى آنها فرستاد. عزرا و نحميا توانستند با يارى مردم و كمكهاى ارسالى شاه ايران به بازسازى شهر و معبد بزرگ بپردازند. «١» در انتظار مسيح موعود (ع) پس از نخستين ويرانى شهر قدس كه شوكت و اقتدار پيشينه خود را از دست داده يهوديان به اسارت و آوارگى دچار شده بودند و همواره بنابر پيشگويى و نويد پيامبران و