اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧
حضرت ابراهيم پس از چندى با همسر و عشيره خود، رهسپار مصر گرديد. ابراهيم به سبب نازا بودن زنش سارا، با كنيزى از اهالى مصر به نام «هاجر» ازدواج كرد و در اثر دعا به درگاه خداوند متعال از او صاحب فرزندى به نام «اسماعيل» شد. در ١٠٠ سالگى هم در اثر دعاى او، ساره حامله شد و «اسحاق»، فرزند دومش نيز به دنيا آمد. «١» خداوند براى امتحان ابراهيم، (ع) دستور فرمود اسحاق را كه وارث عهد او بوده است بر بالاى كوهى برده، قربانى كند. ابراهيم (ع) چنين كرد. ناگاه از آسمان، ندايى رسيد كهاى ابراهيم! دانستم كه فرمان مرا اطاعت كردى؛ به جاى اين كودك، قوچى را كه براى تو فرستادم در راه من، قربانى كن. «٢» اين وقايع پس از خروج آن حضرت از مصر در صحراى عربستان، اتفاق افتاده است، و حضرت ابراهيم، هاجر و اسماعيل را در حجاز رها مىكند. مطابق روايت تورات، حضرت ابراهيم (ع) در سن ١٧٥ سالگى وفات مىكند؛ و رهبرى عبرانيان به اسحاق، منتقل مىشود. «٣» «٤» يوسف (ع) تا موسى (ع) يعقوب، دوازده پسر داشت كه ايشان را اسباط (جمع سبط) مىخواندهاند. «٥» يوسف يكى از اين اسباط دوازده گانه بود، كه از كنعان به مصر برده شد؛ و طبق داستان پر ماجرايى كه هم در تورات آمده و هم در قرآن كريم، سرانجام عزيز مصر گرديد. پس از مدتى پدرش يعقوب و فرزندانش به مصر، مهاجرت كردهاند؛ و از اين زمان بود كه فرزندان يعقوب در مصر به «بنى اسرائيل» يعنى پسران اسرائيل (يعقوب) ملقب شدهاند